تبلیغات
دهه فجر - انقلاب اسلامی و نسل سوم2
دهه فجر
دهه فجر بر تمام فجر افرینان مبارک باد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

دامنه حیرت زایی تضاد هنجارها

این تضاد نه تنها جوانان و نوجوانان نسل سوم را متحیّر كرده است، بلكه نخبگان سیاسی نسل‌های معاصر انقلاب نیز از چنگ حیرت افكنی این تضاد نجسته و نرسته اند. یكی از نمایندگان مجلس ششم كه سوابق سیاسی او به دوران انقلاب می رسد، می گوید: «پیش از انقلاب، همه چیز برای ما روشن بود و مشكل نداشتیم. بعضی مواقع كه به آن دوران فكر می كنم می بینم در دوره پیش از انقلاب، واقعاً فكر می كردیم برای عالم و آدم و همه چیز جواب داریم، اسلام را كامل می شناسیم و هرچه از ما بپرسند، می گوییم. جوان 15، 17 یا 18 ساله بودیم، اما به جزم و یقین رسیده بودیم. متفكرانی مانند شریعتی و شهید مطهری بودند كه در مورد اساسی ترین مسائل فكری سیاسی و اجتماعی صحبت می كردند و ما واقعاً احساس می كردیم همه چیز را می دانیم. الان پس از 20 سال احساس می كنیم واقعاً چیزی نمی دانیم. درباره همه چیز دچار تردیدیم...»23

دامنه حیرت زایی تضاد هنجارها

این تضاد نه تنها جوانان و نوجوانان نسل سوم را متحیّر كرده است، بلكه نخبگان سیاسی نسل‌های معاصر انقلاب نیز از چنگ حیرت افكنی این تضاد نجسته و نرسته اند. یكی از نمایندگان مجلس ششم كه سوابق سیاسی او به دوران انقلاب می رسد، می گوید: «پیش از انقلاب، همه چیز برای ما روشن بود و مشكل نداشتیم. بعضی مواقع كه به آن دوران فكر می كنم می بینم در دوره پیش از انقلاب، واقعاً فكر می كردیم برای عالم و آدم و همه چیز جواب داریم، اسلام را كامل می شناسیم و هرچه از ما بپرسند، می گوییم. جوان 15، 17 یا 18 ساله بودیم، اما به جزم و یقین رسیده بودیم. متفكرانی مانند شریعتی و شهید مطهری بودند كه در مورد اساسی ترین مسائل فكری سیاسی و اجتماعی صحبت می كردند و ما واقعاً احساس می كردیم همه چیز را می دانیم. الان پس از 20 سال احساس می كنیم واقعاً چیزی نمی دانیم. درباره همه چیز دچار تردیدیم...»23
این شك و آن یقین به یك مسئله برنمی گردد، بلكه مسئله تردیدآور و تفرقه انداز امروز چگونگی تحقق آرمان هایی است كه همه درباره آن باورمند و هم اندیشند. دشواری حل این مسئله كه از آغاز پیروزی انقلاب پدیدار شد، بخصوص از سال‌های آخر دفاع مقدس به بعد خود را نمایاند و به صورت انشعاب مجمع روحانیون از جامعه روحانیت در فروردین 1367 ظاهر شد. سپس در بهمن 1374 در آستانه انتخابات پنجم گروه كارگزاران سازندگی نیز كه می كوشید با جامعه روحانیت همراهی كند ولی نتوانست، از درون دولت هاشمی رفسنجانی برخاست و اعلام موجودیت كرد. همچنین حزب جبهه مشاركت ایران اسلامی در دی ماه 1377 به نوعی از مجمع روحانیون انشعاب پیدا كرد.
همان گونه كه ملاحظه گردید، تشكیل احزاب در ایران در چارچوب قدرت و نیروهای حكومت است، در حالی كه روال معمول این است كه احزاب پس از شكل گیری و كادرسازی، برای كسب قدرت وارد رقابت می شوند. این نمونه‌ها نشان می دهند كه تضاد هنجاری و كندی دگرگونی هنجارهای نهادمند در ایران پس از انقلاب باعث می شود كه وقتی یك حزب به قدرت می رسد میان نیروهای آن اختلاف پدید آید و هر دسته نظر خاصی پیدا كرده و برای اجرای آن از حزب مادر منشعب گردد. در حقیقت، احزاب پیش از رسیدن به قدرت دقیقاً نمی دانند كه چه باید بكنند، ولی پس از آن به نوعی طرح و برنامه می رسند كه معمولا به خاطر اضطرار، از علوم رایج و غیربومی اقتباس شده است و برای اجرای آن و یافتن قدرت كافی به انشعاب و استقلال از حزب مادر رو می آورند.
البته دامنه تفرقه افكنی این تضاد در این حد باقی نمی ماند و شدت بیشتر می یابد; زیرا حكومت ما دینی است و كسانی كه طرح یا برنامه ای ارائه می كنند و آن را ناجی جامعه می پندارند حتی اگر كاملا هم تقلیدی و وارداتی باشد، كسانی را كه رأی مخالف دارند، دشمن صلاح دین و اصلاح جامعه دانسته و تا مرز تكفیر یكدیگر پیش می روند و در این وادی گاه چنان به افراط می گرایند كه تقوای سیاسی را از دست داده و چهره اخلاقی و اسلامی سیاست را مخدوش می كنند و نمایی از سیاست ماكیاولی و جنگ گرگ‌های هابز به نمایش درمی آورد.
در این میان، آنچه به طور آزاردهنده ای عجیب به نظر می رسد این است كه مجریان این نظریات وارداتی «آن‌ها را از دین، و عمل به آن‌ها را وظیفه خطیر خود می دانند. رئیس جمهور هاشمی اقتصاد اسلامی را مختلط از كمونیستی و سرمایه داری می داند و در عمل اجرای سیاست تعدیل را همان اقتصاد اسلامی می پندارد.»24 و نقد و ردّ این سیاست و عملكردهای بر اساس آن را بارها به عنوان تضعیف اسلام مطرح می نماید.
رئیس جمهور خاتمی نیز توسعه سیاسی را نظر اسلام دانسته و می گوید: «من بالاخره وظیفه شرعی خودم را انجام می دهم; زیرا توسعه سیاسی را به عنوان اصلی كه باید پیاده شود، پذیرفته ام.»25
اگر این بزرگان می فرمودند ما نظر اسلام را به دست نیاورده ایم و ناگزیر به بهترین نظریات موجود عمل می كنیم تكلیف روشن بود; زیرا می دانستیم كه اولا باید بكوشیم و با تقویت پژوهشگاه‌ها و مراكز علمی نظریات اسلامی و الگوهای مشروع تولید كنیم. ثانیاً آنچه اجرا می شود نظر اسلام نیست و آفات پیامدهای نامطلوب آن مربوط به دین خاتم نمی باشد، اما ساده انگاری در علم و سهل انگاری در فهم دین ناگوارترین اثرش ایجاد شواهد عینی برای پلورالیسم دینی بود.

تأثیر و تأثّر نهاد دین در رابطه با نهادهای دیگر

«هر نهاد بر محور یك رشته هنجارها، ارزش‌ها و الگوهای رفتاری مورد انتظار به شدت ساختمند سازمان یافته»26 ولی با این حال، نهادهای یك جامعه و هنجارهای نهادمند با هم ارتباط محكمی دارند، به گونه ای كه دگرگونی در هر نهاد تأثیراتی را بر سایر نهادها در پی دارد. ولی از آن رو كه «نهادها به نسبت پایدارند، چندان كه الگوهای رفتاری جاافتاده در نهادها به صورت بخشی از سنّت فرهنگی یك جامعه درمی آیند»27 اگر تحول در یك نهاد نتواند دگرگونی‌های مناسبی را در سایر نهادها ایجاد كند، تحول پیش آمده در آن نهاد فرسوده شده و به وضعیت پیشین باز می گردد.
در حیات طبیعی سنتی ایران دین از طریق تحریف و به خاطر ضعف نهاد تعلیم و تربیت به صورت توجیه گر و منبع مشروعیت سلسله‌های سلاطین درآمده بود و در حقیقت، نهاد دین تحت تأثیر نهاد حكومت قرار داشت و نهاد تعلیم و تربیت كه باید در پرتو دین رشد می كرد بسیار محدود و عاجز بود.
در دوران حیات طبیعی مدرن نهاد دین عقیم شد، به گونه ای كه چند مرجع تقلید آشكارا به شهادت رسیده و یا ترور شدند28 و در عوض، نهاد تعلیم و تربیت متناسب با تحولات نهاد حكومت كه از وابستگی ایلی به وابستگی غربی میل كرده بود دگرگونی یافت و دانش و پرورش در راستای تحكیم وابستگی سیاسی بر شالوده وابستگی فكری و فرهنگی بنیاد نهاد.
حركت انقلاب اسلامی با ایجاد تحول در نهاد دین عزم آن داشت تا نهاد حكومت و اقتصاد و تعلیم و تربیت را بر شالوده دینی و معنوی دگرگون ساخته و بر اساس معیارهای حیات طیبه برنهد. حضرت امام(قدس سره)فضای سنتی حاكم بر متدیّنان و فهم سنتی از دین، به ویژه در قلمرو اجتماعیات را دگرگون نمود و به این وسیله هنجارهای عالی انقلاب را رقم زد. ایشان می فرمودند: «حوزه‌های علمیه هم یك بعدی بود. هی زحمت می كشیدند، تحصیل می كردند و چه، اما وضعش همین بود كه تحصیل علوم اسلامی آن هم در فقه بیشتر ابوابش تقریباً منسی بود. چند بابش بود كه همه فكرها متمركز شده بود در همان چند بابی كه آن وقت متعارف بود.»29 پرورش یافتگان مكتب امام خمینی كاركردهای نهاد دین را تغییر دادند و آن را از وضعیت استضعافی در حیات طبیعی به وضعیت جهادی برای گذر به حیات طیبه درآوردند. این دگرگونی كه انقلاب اسلامی را به بار نشاند لوازمی داشت كه به آن‌ها عمل نشد و در نتیجه، وضعیت جدید این نهاد به بی كاركردی میل كرد. لوازم عمل نشده در حقیقت ایجاد دگرگونی در سایر نهادها و ایجاد هنجارهای نهادمند هماهنگ با هنجارهای عالی بود. كندی دگرگونی هنجارهای نهادمند سبب فرسایش نهاد دین در وضعیت جدید گردید; زیرا دین در كنار نهادهای اقتصاد، حكومت و آموزش قرار گرفت و این نهادها كاملا به صورت استضعافی و استكباری صورت بندی شده بودند. كسی كه بر اساس هنجارهای عالی انقلاب عمل نماید، به نوعی مبادله اجتماعی بیهوده دچار شده و احساس بی ارزشی می كند; زیرا هنجارهای نهادمند با ارزش‌ها و نهادهایغربی از سوی حكومت ترویج می شود و تحولات نهاد دین بی كاركرد شده است. «برای آنكه جامعه ای كاركرد مؤثری داشته باشد، نهادهای بنیادین آن باید به گونه كارآمد و سازنده با هم ارتباط داشته باشند.»30 اگر هماهنگی میان نهادها وجود نداشته باشد در نظم اجتماعی گسست پدید می آید و موجب تضاد هنجاری می گردد. البته دین به علت ارزش محوری مستقیماً در انسجام اجتماعی اثر دارد ولی از جهت عمومی در كلیت نظام اجتماعی چنین انسجامی وجود ندارد و به همین علت مردم احساس می كنند هیچ چیز در جای خودش نیست.

انتخاب احمدی نژاد; ژرفای دین باوری مردم

با اینكه در جامعه ما سیاست‌های رنگارنگ و رویه‌های اقتصادی گوناگون به نام اسلامی اجرا می شدند، اما مردم آگاه و دین باور با دیدن آثار نامطلوب این برنامه‌ها متوجه می گردیدند كه به نسبت همین آثار مطلوب برنامه‌های اجرا شده از اسلام فاصله داشته و تحت تأثیر اندیشه‌ها و ارزش‌ها و آرمان‌های تمدّن غرب پدید آمده است. از این رو، در تیرماه سال 1384 كاندیدایی را برگزیدند كه «آرمان دولت اسلامی» را در صدر برنامه‌ها و شعارهای خود نشانده بود.
رئیس جمهور احمدی نژاد با حداقل هزینه‌های تبلیغات و بدون وابستگی به جناح‌های سیاسی فقط برای تشخیص نیاز اساسی مردم به تحكیم و تداوم تحولات انقلابی نهاد دین، مقبولیت پیدا كرد و مأمور شد تا عدالت و معنویت را گسترش دهد و هرچه بیشتر در جامعه تحقق بخشد. اما هنوز دانش كافی برای چگونگی تحقق حیات طیبه و آرمان‌های انقلاب اسلامی تولید نشده است. هرچند كه اكنون در وضعیت بهتری نسبت به هشت سال یا شانزده سال پیش هستیم و نظریات و اندیشه‌های اسلامی برای مدیریت تحول در نهادهای اقتصاد و حكومت داریم، ولی بدون تردید این‌ها كافی نیستند و هنوز نمی توانیم خود را از به كارگیری علوم غربی و نظریات رایج جدا كنیم.
بنابراین، آقای احمدی نژاد باید توجه كند كه در كجا نظریات مبتنی بر ارزش‌های غایی غرب استفاده می شود و در چه مواردی هنجارهای غیراسلامی رواج دارد و مبادا آن‌ها را اسلامی به شمار آورده و قدم به كوره راه طی شده ای گذارد كه نتیجه آن بی اعتمادی مردم است. هرچند كه مردم همانند موارد گذشته تمام فرصت ممكن را به ایشان بدهند و برای بار دوم هم جناب احمدی نژاد رئیس جمهور شود، اما پس از آن دیگر مجالی برای بازگشت به عرصه خدمت نخواهد بود.
چنانچه آقای رئیس جمهور اصل اول تمام برنامه‌های خود را حمایت از جنبش تولید دانش بر اساس ارزش‌های غایی اسلام قرار دهد می تواند گام‌های محكمی در تحقق شعارهایش بردارد.

شرط تداوم انقلاب

بی تردید مشكل بزرگ كندی دگرگونی نهادهای جامعه ما كه پیش روی انقلاب قرار گرفته، به معنای شكست، افول و یا توقف انقلاب اسلامی نیست، بلكه فقط یك مانع بزرگ است كه باید از آن گذشت.
آنچه با وجود این مانع به خطر افتاده كاهش معنویت دینی است. معنویت صورت‌های گوناگونی دارد و حتی پرداختن به رقص و موسیقی نیز در نظر بعضی معنویت است! اما معنویت دینی برقراری رابطه آگاهانه و فعالانه با خود و خداوند است. از نظرگاه دینی كسی كه در خودشناسی و خودسازی می كوشد تا هرچه بیشتر به عبودیت پروردگار یكتا روی آورد، سلطه هیچ مستكبری را برنتافته و بر آستانه هیچ قدرتی غیرحق سر فرو نمی آورد.31
بنابراین، معنویت شكوفایی فطرت و اوج خودآگاهی انسان تا معراج خداآگاهی است كه در افكار و رفتار انسان جلوه می كند و ما به این هر دو نیازمندیم; رفتار معنوی كه هنجارهای دینی را در جامعه نهادمند می سازد و افكار معنوی كه دانش لازم برای نهادمندی هنجارهای عالی انقلاب را به دست می دهد.

معنویت

تربیت معنوی عبارت است از شكوفاسازی فطرت توحیدی و سیر دادن مردم به ویژه نوجوانان و جوانان از خودشناسی به خداشناسی. وقتی كه انسان خود را در ربط با منبع قدس و طهارت و نور و عزت بشناسد، می تواند در حیات طیبه زندگی كند32 و رنج و ستم حیات طبیعی را برنمی تابد و در برابر آن قیام نموده و راه مجاهدت در پیش می گیرد و هیچ گاه توقف نمی كند، مگر اینكه اساس استكبار درهم پیچیده شود.
ما برای تداوم انقلاب ناگزیر به تربیت معنوی نسل سوم می باشیم و این ضرورت تحولات اساسی در ساختار و محتوای نهاد تعلیم و تربیت در جامعه را می طلبد. نظام آموزشی و پرورشی امروز ما فرزندانمان را برای حیات طیبه آماده نمی كند، بلكه به عكس تربیتی را ارائه می دهد و ارزش‌ها و هنجارهایی را برای آن‌ها درونی می كند كه آماده ورود به حیات طبیعی شوند و برای رفاه و مقام و مدرك و سایر اعتبارات و اوهام دنیایی تلاش كنند.
در نظام آموزش و پرورش باید فطرت كودكان و نوجوانان چنان شكوفا شود و عزم و اشتیاق به آرمان حیات طیبه در جانشان نفوذ كند كه با تمام قوا راه مجاهدت را پیش گیرند و برای تهذیب نفس و عبودیت پروردگار تلاش و تكاپو كنند و آماده شوند تا عرصه جامعه را نیز همانند عرصه جان از سیاهی و تباهی پاك سازند.

ضرورت برنامه ریزی برای تولید دانش

چنانچه معنویت دینی در جامعه گسترش یابد دو اثر در پی خواهد داشت: نخست نیاز به دانشی كه این معنویت را از حوزه شخصی به حوزه عمومی و برنامه‌های دولت و اجتماع منقل كند و نهادهای جامعه را متحول سازد; دوم دانشی كه این نیاز را برطرف نماید.
امروز در دانشگاه نظریات برآمده از حیات طبیعی مدرن و پست مدرن غربی رواج دارد و اساساً غیر از آن چیزی یافت نمی شود. كاركرد این علوم هم توجیه نظام استكباری غرب است.
حال چه كسانی این علوم را فرا می گیرند؟ جوانانی كه حقیقت انقلاب را درك نكرده اند و در طول بیش از ده سال برای زندگی در حیات طبیعی آموزش دیده اند. بی تردید گذراندن چند واحد در تاریخ اسلام و معارف و قرآن نمی تواند استعدادهای فطری را شكوفا سازد.
در پایان، نتیجه محصولات نهاد تعلیم و تربیت كه در دو نظام آموزش و پرورش عالی ساخت یافته، جوانان متحیّری است كه به گونه منفعلانه ای در تضاد هنجاری مانده اند. بدون تحول در نظام آموزش و پرورش هیچ تغییری در نظام آموزش عالی به ثمر نخواهد نشست. ما امروز به نیروی روشن فكری متدینی33 نیاز داریم كه بتواند بر اساس اندیشه‌های دینی و مبانی معنوی دانش جدید را فراگرفته و دانشی پاك برای تحقق حیات طیبه تولید كند و این امر زمانی عملی خواهد شد كه دولتمردان از آغاز به تربیت معنوی جوانان همت گمارند و آن‌ها نسبت به ارزش‌های غایی انقلاب و آرمان حیات طیبه كاملا درونی شده باشند. اگر نهاد تعلیم و تربیت هوشمندانه بر اساس دگرگونی‌های انقلابی در نهاد دین تغییر داده شود، خروجی نظام آموزش كشور نیروی روشن فكری متدینی خواهد بود كه می تواند نهاد سیاست و اقتصاد را نیز به طور مناسب دگرگون ساخته و به تضاد هنجاری موجود خاتمه دهد و نویدبخش حیات طیبه باشد.
به منظور تحقق این هدف لازم است كه دولت از استادان و محققان متعهد استمداد طلبد و امكانات لازم را در اختیارشان گذارد تا بتوانند با تولید نظریات مفید نرم افزار لازم برای تحول نهادهای اساسی جامعه را ایجاد كنند و در این فضای فكری جنبش دانشجویی را به منظور نهادینه كردن ارزش‌های غایی انقلاب اسلامی در جامعه رهبری كنند و به این ترتیب خروجی مناسب از نظام آموزشی برآید. همین گروه نخبگان متعهد از محققان و استادان می توانند ساختار آموزش و پرورش را نیز تغییر داده و هرچه اسلامی تر بازسازی كنند. در این میان آنچه مهم تر از هر چیز به نظر می رسد اهمیت دولت در عمل به نظریات تولید شده است. معمولا در دولت‌های گذشته چنین بود كه مدیران عالی رتبه خود را صاحب نظریه دانسته و اندیشه‌های نخبگان منفصل از قدرت را «ناكارا»، «بیرون از گود» و «ایده آلیستی» می انگاشتند. در حالی كه ضرورت تولید دانش اعتماد به نخبگان منفصل از قدرت را كه با فراغت به پژوهش همت گماشته اند، می طلبد. افزون بر اینكه رابطه با مسئولیت و اطلاع از اوضاع جاری در بخش‌های مختلف به منظور هرچه واقع بینانه تر بودن مراحل پژوهش از مسئله یابی تا فرضیه سازی و نوع استدلال‌ها و ارائه الگوهای عملی بسیار مهم و لازم است. بی تردید از این طریق می توان الگویی هرچند كوچك از حكومت و جامعه اسلامی را ساخته و به جهانیان پیشنهاد نمود و آرمان بزرگ صدور انقلاب را به منظور آماده سازی جهان برای حكومت عدل اسلامی تحقق بخشید.

گسیختگی از نظام جهانی

ممكن است این گمان پیش آید كه اگر ما موفق شویم نظام اجتماعی را به طور كلی بر اساس دگرگونی‌های انقلابی در نهاد دین، متحول سازیم بسیاری از مناسبات ما با كشورهای جهان بر هم خورده و به انزوای سیاسی و اقتصادی دچار می شویم و بقای جامعه و حكومت اسلامی در این شرایط محال یا بسیار دشوار خواهد بود.
پاسخ اینكه اگر انقلاب مشروطه به چنین توفیقی دست می یافت این مسئله به راستی مشكل آفرین می شد، ولی امروزه در آغاز هزاره سوم پایه‌های تمدن غرب در اقتصاد و سیاست به شدت سست شده و عصر امام خمینی(قدس سره) با دگرگونی بسیاری از شاخص‌های كامیابی تمدن غرب همراه است.34امروزه متفكّران بزرگ جهان تشنه طرحی تازه و در جستوجوی الگویی دیگر برای زندگی هستند. اگر ایران با اتّكال به خداوند برای تحقق آرمان‌های خود بكوشد تنها نخواهد ماند و با گسستن چندی از اعضای پیكره فرسوده و فرتوت نظام جهانی حیات طبیعی معاصر دیگر این وهم عالم گیر نیز برجا نخواهد بود. و صد البته این مجاهدت دشوار، سهل نیست، اما فرجام آن بسیار نیك و خوشایند است; زیرا در نهایت به آنجا خواهد رسید كه جهان پر از عدل و داد می شود چنان كه از ظلم و جور پر شده است.




نوع مطلب : انقلاب اسلامی و نسل سوم، 
برچسب ها : انقلاب اسلامی و نسل سوم،
شنبه 9 بهمن 1389 :: نویسنده : سید منوچهر احمدی


درباره وبلاگ

به عنوان مدیر وبلاگ امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما عزیزان قرار گرفته باشه .
مدیر وبلاگ : سید منوچهر احمدی
نظرسنجی
چه امتیازی به مطالب این وبلاگ مدهید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
تماس با ما