تبلیغات
دهه فجر - پیروزی انقلاب، کار خدا بود که به وسیله امام عصر انجام گرفت
دهه فجر
دهه فجر بر تمام فجر افرینان مبارک باد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
در تبیین رویدادهای شگفت انقلاب، امام راحل، خود را عامل پیدایش این تحول و پیروزی شگرف ندانسته و آن را تنها کار خدا می شمارد:
ملتی با نداشتن هیچ ابزار و ساز و سلاح، بر ابرقدرتها و بر قدرت شیطانی ای که تا دندان مسلح بودند، غلبه کرد؛ لکن این، من نبودم که این غلبه را نصیب شما کرد، این خدای تبارک و تعالی بود.31 در تبیین رویدادهای شگفت انقلاب، امام راحل، خود را عامل پیدایش این تحول و پیروزی شگرف ندانسته و آن را تنها کار خدا می شمارد:
ملتی با نداشتن هیچ ابزار و ساز و سلاح، بر ابرقدرتها و بر قدرت شیطانی ای که تا دندان مسلح بودند، غلبه کرد؛ لکن این، من نبودم که این غلبه را نصیب شما کرد، این خدای تبارک و تعالی بود.31
طبعا وقتی رهبر کبیرانقلاب، در این کار نقش اساسی نداشته باشد، کسان دیگر (از سران نهضت یا افراد مردم) به طریق اولی، در این کار نقش اساسی نداشته اند: این پیروزی، ارتباط به من نداشت. من یک طلبه هستم و نباید این را به من متصل کنید. پیروزی، ارتباط به ملت هم نداشت، این پیروزی، مربوط به خدا بود32. آری، عنایت خدا به این ملت، این پیروزی را به ما داد. هیچ کس نکرده، خدا کرد. هیچ کس نیست، آن که هست، خدا است.33
امام خمینی ( از آنچه گفته شد، یک گام بلند فراتر رفته و اعلام می‌کند: این تحول و پیروزی، کار خدا بود که به وسیله امام عصر( انجام گرفت.- در سخنرانی 30/1/58 میفرماید:
شما می دانید که این پیروزی به دست آمده است؛ لکن این، من نبودم که این پیروزی را به دست آوردید به واسطه من. این خدای تبارک و تعالی، در سایه امام زمان ( ما را پیروز کرد....
چه شد که پس از مدت کمی این تحول پیدا شد؟ سابق، همه چیز ما را می بردند و ما نفس نمی کشیدیم. سابق، جوانهای ما را در زندانها زجر می دادند و اعدام می کردند و ما قدرت حرکت نداشتیم. سابق، چپاولگران، همه چیز ما را چپاول میکردند و ما نفس نمی کشیدیم. چه شد که این ملت همچو متحول شد؟ جز عنایت خدا چه بود؟.. این دست غیبی بود که این تحول را پیش آورد.34
نیز در 29/1/58 یادآور می‌شود:
این حقیقتی است که باید اعتراف کرد قلعه محکمی بود که احتمال فتح آن نمی شد... ملت، با نداشتن هیچ ابزار و ساز و سلاح در مملکت، بر ابرقدرتها و بر قدرت شیطانی -که تا دندان مسلح بودند- غلبه کرد، ولکن این، من نبودم که این غلبه را نصیب شما کردم؛ این خدای تبارک و تعالی بوده.... یک کشور سی و چند میلیونی- با این اختلاف گروهها، با اختلاف آمال و آرزوها، با اختلاف فهم و شعور- آنها همه مجتمع شدند و همه با هم، دست به هم دادند و یک مطلب را خواستند و آن این که: یک دست غیبی در کار است، خدای تبارک و تعالی به وسیله امام زمان (.35
همچنین، پس از رفتن از تهران به قم (اسفند 1357)، در سخنانی بر سر مزار شهدا در قبرستان بقیع قم - ضمن اشاره به مبارزهه ای مستمر تاریخ تشیع- فرمودند: قانون اساسی جدید، باید بر مبنای مذهب تشیع اثناعشری تدوین گردد و براین نکته دو بار تأکید کرده، سپس با حالتی برافرخته و ملتهب افزود:
ما در این نهضت، منت از خدا و امام عصر می کشیم. حقایق نباید مخفی یا مبهم بماند. این قیامی که از 15 خرداد شروع شد، و تا کنون باقی است و امید است باقی باشد، تا همه اهداف اسلام جامه عمل بپوشد، قیامی اسلامی است، قیامی ایمانی است، پیروی هیچ قیامی نیست... این اسلام است که غلبه کرد بر ابرقدرتها، این اسلام است که فرزندان او به شهادت راغب هستند.. این دست غیبی الهی بود که مردم ایران را در سرتاسر، از بچه دبستانی تا پیرمرد بیمارستانی با هم هم صدا و هم مطلب کرد... هیچ بشری قادر نیست که همچو بسیجی بکند، هیچ ملتی نمی‌تواند این طور بسیج شود. قدرت ایمان، قوه اسلام، قدرت معنوی ملت، این پیروزی را به ما ارزانی داشت.
ما منت از خدای تبارک و تعالی می کشیم، ما منت از ولی عصر می کشیم که پشتیبانی از ما فرمودند. نباید ابهامی در قضایا باشد. اگر چنانچه ابهامی در قضایا باشد یا بخواهند منحرف کنند این نهضت اسلامی ما را، منتهی به شکست خواهد شد, خیانت به ملت است، خیانت به اسلام است.36
آثار امید به فرج در آینده نزدیک را (به خلاف اختناق سخت حاکم بر کشور) در برخی نوشته‌های امام یا در سالهای 1345- 1347 میبینیم. برای نمونه میتوان از نامه های امام در 19 خرداد 1345 (19صفر 1386) به مرحوم شهید آیت‌الله سعیدی و دیگران یاد کرد.37

یقین امام به درستی راه و پیروزی خود در پاریس

با همین نگاه و نگرش بود که رهبر فقید انقلاب، ماهها پیش از بهمن 57 اطمینانی عجیب به پیروزی جنبش و سرنگونی رژیم داشت و به این و آن میگفت: شاه رفتنی است. به فکر روزها و اقتضائات پس از پیروزی باشید و این در حالی است که هنوز هیبت و هیمنه رژیم، شکسته نشده بود و کسانی مانند مهندس بازرگان، به مبارزه گام به گام با حکومت پهلوی و تسخیر کرسیهای مجلس شورا میاندیشیدند.
می دانیم که مرحوم امام، در 14مهر57 از نجف به پاریس آمد و آنجا افراد زیادی (از جمله استاد مطهری، مهندس بازرگان و..) با وی ملاقات کردند. می دانیم که آن ایام، هنوز قدرت جهنمی شاه برپا بود و آثار فروپاشی رژیم ظاهر نشده بود. در نتیجه، چشمانداز روشنی پیش روی انقلاب و انقلابیان نبود.با این اوصاف، ملاقات کنندگان همگی اظهار می کنند: در آن شرایط سخت، یک اطمینان و اعتماد عجیبی در چهره امام نسبت به پیروزی قاطع انقلاب بر رژیم موج می زد که حیرتانگیز بود. اینک به بیان برخی نظرات می‌پردازیم:
1. مرحوم فلسفی (واعظ شهیر) در خاطراتش نقل می کند: در مدت اقامت امام در پاریس، افراد زیادی از ایران به پاریس رفتند. از جمله آنها، مرحوم آقای مطهری بود. ایشان قبل از رفتن، به منزل ما آمد و گفت: شما پیامی برای آقا امام- دارید؟ دو سه موضوع بود که من به طور خصوصی تذکر دادم. بعد ایشان خداحافظی کرد و رفت. وقتی مرحوم مطهری برگشت، به دیدن ایشان رفتم؛ آن هم در وقتی که کسی نبود، تقریباً اول شب بود. موضوعاتی را که گفته بودم، ایشان به امام گفته بودند و جواب هم گرفته بودند؛ ولی دیدم آقای مطهری می‌گوید: آقا! من مبهوت هستم. گفتم: چرا؟ گفت: تصمیمی که امام گرفته، با این همه نظامی های تا دندان مسلح، با آن همه حمایت های آمریکا و انگلستان و فرانسه، نتیجه چه خواهد شد؟ آیا واقعاً این تصمیم، برای ما موفقیت پیش می‌آورد؟ ایشان می گفت: به امام گفتم: آقا، خطر مهمی است. خودتان را چه طور میبینید؟ امام در جواب فرمود: علی التحقیق پیروزیم شهید مطهری می‌گفت: یک روحانی، غیر از یک کاسب است که این حرف را بزند. دیدم از یک طرف امام خمینی است، عظمت دارد و من نمی توانم از ایشان بپرسم چرا پیروزیم؟ ولی پرسیدم ایا به محضر امام عصر شرفیاب شدید و او این خبر را داده است امام نفی و اثبات نکرد و فقط گفت: قطعاً پیروزیم. گفتم: الهامی به شما شده است؟ گفت: قطعاً پیروزیم. از هر دری که من وارد شدم ایشان نگفت که واقعیت چیست؛ ولی همچنان با قاطعیت می گفت: پیروزیم و اعتنا به این همه تانک و توپ و نظامی و غیره نکنید. علی التحقیق پیروزی با ما است.
شهید مطهری -با حالت بهت - این سخنان را به من گفت و خود، متحیر بود. میگفت: من نفهمیدم امام از چه منشأ ومنبعی به این حقیقت رسیده است.38
2. مهندس بازرگان در سخنانی در 22 بهمن 60، در جمع اعضای نهضت آزادی، ضمن شرح ملاقات خود (همراه دکتر یزدی، در 30 مهر 57 در نوفل لوشاتو) با امام، می گوید: از امام پرسیدم: جناب عالی چگونه اوضاع و تکلیف را می بینید؟ باز هم، ساده نگری39 و سکینه و اطمینان ایشان به موفقیت نزدیک، مرا به تعجب و تحسین انداخت. مثل این که قضایا را انجام شده و حل شده دانسته و گفتند: شاه که رفت و به ایران آمدم، مردم نمایندگان مجلس و بعد دولت را انتخاب خواهند کرد. منتها چون کسی را نمی شناسم از شما می خواهم افرادی را که مسلمان و مطلع و مورد اعتماد میباشند، علاوه بر خودتان و دکتر یزدی، معرفی کنید که مشاورین من باشند و آنها بگویند چه کسی برای نمایندگی مجلس خوب است، تا من به عنوان نامزد، به مردم پیشنهاد نمایم... وزرا را هم آن هیأت در نظر بگیرند که من پیشنهاد نمایم... احساس من (و شاید دکتر یزدی) این بود که ایشان، از ما فقط برای مرحله بعد از انقلاب که تشکیل دولت و مجلس و اداره مملکت است- می خواهند استفاده نمایند و نسبت به مرحله ما قبل، خیالشان راحت، و برنامه معین است. گفتم: چشم....40
3. محمود اعتمادزاده (بهآذین)، نویسنده و مترجم مشهور چپ و عضو حزب منحله توده، نیز در خاطراتش، ضمن شرح سفری که آن سالها به اروپا و روسیه داشته، با اشاره به خوشبینی و اطمینان محکم امام خمینی، به پیروزی قاطع انقلاب در سال 57 می نویسد: به راستی، اطمینانی که در سخنان امام است، در تنگنای عقل نمی گنجد.41
بی جهت نیست که امام، پس از روی کار آمدن ارتشبد ازهاری (در پیام 14 آبان‌57) به ملت ایران فرمودند:
از اظهارات پوچ دولت آمریکا و انگلیس و شوروی مبنی بر پشتیبانی از شاه، برای حفظ منافع خودشان نهراسید، که نمی‌هراسید. ما طالب حق خود هستیم و به حقیم و دست خدا با ماست و بالاتر از دست ابرقدرتهای شرق و غرب است: یدالله فوق ایدیهم.42

خارجیها نیز دست خدا را در پیشرفت انقلاب، دخیل میبینند

عجیب است که نکات چهارگانه فوق- به ویژه غافلگیر شدن غرب از وقوع انقلاب اسلامی ایران و سردرگمی و وادادگی رجال سیاسی و امنیتی آن، برابر انقلاب- گذشته از سخنان امام راحل، در گفتار و نوشتار بسیاری از تحلیل گران غربی و حتی عوامل رژیم پهلوی نیز منعکس شده است.43 حتی پال هنت (کشیش انگلیسی مقیم اصفهان در 1354- 1359)، نیز در خاطرات خویش بر همین نکات انگشت نهاده و اظهار شگفتی میکند. همسر وی (دیانا) در اوایل مأموریت وی در ایران (سال1354) در خواب، جهش مسجد به سوی کلیسا را می بیند. کشیش پال هنت-که درسالهای آخر حکومت شاه، عضو هئیت مذهبی کلیسای انگلیسی اصفهان (وابسته به انجمن هیأتهای مذهبی کلیسایی بریتانیا) بوده و اوایل پیروزی انقلاب، وحشت زده از کشورمان گریخت- خاطرات دوران مأموریتش را به رشته تحریر در آورده است.44 وی در این خاطرات می نویسد:
در همان اوایل ورودمان به اصفهان بود که [همسرم] دیانا یک شب خواب دید مسجدی به حرکت درآمده است و پس از پریدن روی دیوار، به سمت ما میآید!... و فردای آن روز -که دیانا این خواب را برایم تعریف کرد- کوشیدم تا شاید بتوانم تعبیری برایش پیدا کنم.
این کشیش، نهایت تعبیری که (پس از تفکر زیاد) برای خواب شگفت انگیز همسرش می یابد، آن بود که صدای اذان مسجد محل -که هر روز با بلندگو از مناره مسجد پخش می شد، از طنین ناقوس کلیسای وی بلندتر بوده است.45 این تعبیر با تحلیلی که او از ایران به عنوان جزیره ثبات و امنیت (البته برای غربیان) داشت، متناسب بود؛ ولی حوادث سالهای بعد این کشور نشان داد که پیام آن خواب، فراتر از این حرف‌ها است. او سالها پس از آن تاریخ، در خاطراتش نوشت:
امروز، موقعی که به خاطره های دوران اقامتم در ایران می نگرم، احساس می کنم مواجهه با مسائل دوره انقلاب- که طی آن، همه چیزهای آشنا و مورد علاقهام از هم پاشیده شد- واقعاً تا چه حد برایم ناگوار بوده است.
طی پنج سالی که در اصفهان اقامت داشتم، به مرور، به سرزمین و مردم ایران علاقه پیدا کرده بودم و از مشاهده کشوری که ظاهراً رو به خوشبختی و نیک انجامی می رفت. لذت می بردم. در ایران، مقدم خارجی ها را گرامی می داشتند، امنیت و ثبات در همه جا احساس می شد، کلیساها در انجام مراسم مذهبی خود آزاد بودند و کسی برای آنها مزاحتمی فراهم نمی کرد.
موقعی که ناآرامی ها رو به گسترش نهاد، به وحشت افتادم که اگر روزی وضع موجود، در هم بریزد، چه خواهد شد و سیستم جانشین آن، با ما چه رویهای در پیش خواهد گرفت؟ ولی در همان حال که ما نگران فروپاشی ثبات و امنیت خود بودیم، ایرانیها مسائل پیش آمده را با دید یک اعتراض گسترده علیه فساد موجود و سیاست جدایی دین از سیاست مینگریستند. به این ترتیب، معلوم شد که همه ما اشتباه میکردیم؛ چون تصورمان این بود که سلطنت شاه، برای ایران، خوشبختی و ثبات به ارمغان آورده است. پرزیدنت کارتر هم که حدود یک سال قبل از انقلاب، ایران را جزیره ثبات لقب داده بود خط کرده بود.
پال هنت، سپس با عنوان پیش بینی آینده، در حد فکر خود، پردهها را بالا زده و با انتساب آن تحول عظیم تاریخی به اراده خداوند، می نویسد:
ابتدا برای من، درک این مسأله مشکل بود که واقعا چرا خداوند چنین قدرت تخریبی عظیمی را در ایران به کار انداخته است؟ ولی بعد به یاد جمله ای از ماکس وارن (دبیر کل انجمن هیئت های مذهبی انگلیس در ایران) افتادم که حدود یک سال قبل از وقوع انقلاب به من گفته بود: کارهای خدا، همیشه حیرت انگیز است و هرگز نمی توان پیش بینی کرد که حتی در آینده بسیار نزدیک، خداوند دست به چه کاری خواهد زد.... در مواجهه با حوادث ایران بود که به ارزش این گفته بیشتر پی بردم و فهمیدم وقتی خدا بخواهد، چگونه علی رغم کراهت و عدم اشتیاق من و دیگران، حوادثی می آفریند که برایمان باورنکردنی و حیرت انگیز است. همراه با آن، خود را مقابل این سؤال نیز می یافتم که آیا واقعاً نباید وقوع چنین حوادثی را نوعی واکنش خداوند علیه خودخواهی و دنیاپرستی غربی ها به حساب آورد؟
در ادامه می‌افزاید:
غیر از ما که در ایران بودیم، اکثریت قریب به اتفاق مردم دنیا هم از آنچه در ایران گذشت، حیرت زده و غافلگیر شدند. چند ماه بعد نیز با مطالعه نشریه ای دریافتیم که طی تحقیقات مجمع آمریکایی ترویج علوم معلوم شده است که در سراسر کشور آمریکا، فقط یکی از اساتید دانشگاهی توانسته بود از چند سال قبل، حوادث امروز ایران را پیش بینی کند. این شخص که یک نام اسلامی برای خود برگزیده است و سمت استادی تاریخ را در دانشگاه کالیفرنیا به عهده دارد-46 در سال 1972 طی مقاله ای نوشته بود: موجب مخالفت و اعتراض مردم علیه رژیم سلطنتی در آینده رو به گسترش خواهد نهاد و هدایت این موج را نیز رهبران مذهبی به عهده خواهند داشت که در رأس همه آنها آیت‌الله خمینی قرار دارد....
البته در آن زمان، هیچ کس به پیش بینی او توجهی نکرد؛ چون تمام ارزیابی هایی که از اوضاع ایران به عمل می آمد، صرفاً بر وضع موجود تکیه داشت و نشان میداد که ایران را هیچ خطری تهدید نمی کند. حالا، این مسأله وحشت انگیز به نظر می آید که چطور امکان دارد هیچ یک از حدود یک میلیون نفر که فقط در آمریکا، به طور مداوم مشغول بررسی مسائل جهانی و تعیین خط مشی حکومت در رابطه با ملل دیگر هستند، نتوانسته بودند ارزیابی درستی از اوضاع ایران ارائه دهند و آنچه را در ایران گذشت پیشبینی کنند؟
در این باره ضمناً باید به کتاب ایران، سراب قدرت47 که اوایل سال 1978 در لندن به چاپ رسید- نیز اشاره شود. گرچه در این کتاب، مطالب بسیار آگاه کننده ای از اوضاع اقتصادی ایران و فساد موجود در رژیم شاه وجود داشت، ولی مؤلف آن، علی‌رغم احاطه فراوانش بر مسائل ایران، نتیجه گرفته بود که تصور وجود ایران بدون شاه، مسأله ای بسیار دور از ذهن است... و به هرحال در آن زمان، فقط عده انگشت شماری بودند که وجود آتش زیر خاکستر را در ایران احساس می کردند. ما هم به مرور و از زمانی که آتش زیر خاکستر نمایان شد، پی بردیم میان مردمی زندگی می کنیم که دیدشان نسبت به اوضاع کشور، به کلی با ما مغایر است و برخلاف آنچه می پنداشتیم، ایرانیها معتقدند که به حد افراط، بازیچه دست رژیمی قرار گرفتهاند که هدفی جز تأمین منافع قدرتهای غربی ندارد.48

جهان، پشت سر امام حسین(علیه السلام) نماز می خواند

درست در همان ایامی که رؤیای شگفت جهش مسجد به سوی کلیس، خواب خوش همسر کشیش انگلیسی را در اصفهان برآشفت، بانویی مبارز و دلسوخته، در تهران، نوید غیبی به پیروزی اسلام بر کفر را در خواب دریافت کرد. دکتر طاهره صفارزاده، شاعر و ادیب برجسته زمان ما است که اشعار اسلامی - انقلابی وی در عصر پهلوی مشهورتر از آن است که نیازمند تعریف باشد. وی-که به جرم داشتن اندیشه و نگرش اسلامی انقلابی، پیوسته مورد تعقیب و آزار رژیم سابق قرار داشته-در مصاحبه ای در سال 1374 اظهار داشت:
دید من نسبت به انقلاب اسلامی ایران، خیلی ریشه ای است. من سال 55 که از دانشگاه اخراج شده بودم موقع اذان در کلاس ها سکوت اعلام می کردم. من آن موقع، همین انقلاب را به خواب دیدم. نماز جماعتی به رهبری امام حسین با همین شعارهای انقلاب[بود]، و حضرت، عنایت خاصی به من نشان دادند. بعد به یک پیرمرد با معرفت و اهل معنا (کسایی) گفتم؛ خیلی گریست و تعبیر کرد که اتفاق دینی بزرگی در مملکت رخ می دهد که تحول ایجاد می کند.من در آن خواب دیدم که جهان شد یک مسجد که همه پشت سر حضرت ابا عبدالله (علیه السلام) نماز می خواندند.49
مصاحبه کامل وی در این زمینه چنین است:
خبرنگار مجله نیستان از خانم صفارزاده میپرسد: مهم ترین ره آورد انقلاب اسلامی را شما در چه می بینید؟ وی که برخلاف ناراحتی شدید از برخی نادانی‌ها و سیاست های نادرست موجود، در حمایت اصولی خود از کلیت و اساس انقلاب و نظام اسلامی پابرجا است- پاسخ می دهد:
در مطرح شدن اسلام در سراسر جهان، به عنوان یک مکتب معنوی قدرتمند، با همه غفلت ها و اشتباه های داخلی ها وجود سخافت ها و خصومت های خارجی ها و عوامل شان، چون تقدیر الهی بوده که اسلام در این عصر مطرح شود و آمادگی در مسیر تقدیر اصلی فراهم آید، هیچ عاملی نمی تواند مانع تحقق وعده (و رأیت الناس یدخلون فی دین الله شود.
نقش رهبری امام خمینی، مفهوم شجاعت و صراحت ایمان را برای جهانیان تبیین کرد و آن هم دستاورد دیگری در حوزه مشیت الهی بود. تکرار می کنم: این انقلاب، مقدر الهی بوده، تردید ندارم اگر استکبار جهانی هم -به قول عدهای سخت نگرفت، به این دلیل بود که عقلشان را به حکم تقدیر از دست داده بودند.
سال 55 که از دانشگاه شهید بهشتی اخراج شده بودم و ساواک و رسانه ها ا زهیچ شرارتی خودداری نمی کردند، عموماً در منزل بودم، تفسیر می خواندم و بر زیارت عاشورا و علقمه هم مداومت داشتم. یک روز همسر برادرم که عازم کربلا بود برای خداحافظی آمد و گفت: پیغامی برای امام [حسین(علیه السلام)] نداری؟ گفتم:چرا، بگو: قربانت گردم، دست این شریران را از سر ما کوتاه فرما. همان شب خواب دیدم که دنیا به مسجدی بزرگ تبدیل شده و مردم فوج فوج، مثل پرندگان وارد مسجد می‌شدند. می آمدند پشت سر امام نماز بگزارند و دیدید که انقلاب هم با نماز جماعت شروع شد. جارچی نامرئی مرتب ندا می داد: سرور شهیدان، ابا عبدالله الحسین نماز می گزارند. صف های نماز بسته می شد. من هم در صف بودم. هنگام رکوع و سجود، جانورهایی با صورت انسان، مزاحم می شدند و مرا اذیت می کردند، ولی من در دلم می گفتم: نماز را نمی‌شکنم وقتی نماز تمام شد، دیدم صف، با نور شکافته شد. حضرت تشریف آوردند بالای سر من و همراه با گشودن و به هم زدن دست های مبارک، فرمودند:اف بر شما و ناگهان جانوران ناپدید شدند. من گریه کنان ابراز ارادت می کردم، عنایتی فرمودند.... در شعر سفر در آینده درباره عنایت الهی، خطاب به خودم گفتم: خصمان تو زنهاریان تو گشتند.
فردای آن روز، خواب را برای آقای کسایی (پیرمرد عارفی که دوست آقای مهندس سحابی بود) تعریف کردم. ایشان خیلی گریه کردند و گفتند: خوش به حالتان! آن قدر هستند بزرگانی که آرزو دارند این خواب را دیده باشند و از دنیا بروند. ایشان تأکید کردند (دو سال قبل از انقلاب) که اتفاقی در مملکت می افتد که این اتفاق دینی است. همین طور هم شد. باز هم باید صبر بکنیم که بقیه روایات و احادیث مربوط به زمان انتظار موعود را تحقق یافته ببینیم.50




نوع مطلب : انقلاب اسلامی ایران، جلوه هایی از الطاف امام عصر (ع، 
برچسب ها : پیروزی انقلاب، کار خدا بود که به وسیله امام عصر انجام گرفت،
سه شنبه 12 بهمن 1389 :: نویسنده : سید منوچهر احمدی


درباره وبلاگ

به عنوان مدیر وبلاگ امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما عزیزان قرار گرفته باشه .
مدیر وبلاگ : سید منوچهر احمدی
نظرسنجی
چه امتیازی به مطالب این وبلاگ مدهید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
تماس با ما