تبلیغات
دهه فجر - بشارات غیبی به ظهور انقلاب اسلامی
دهه فجر
دهه فجر بر تمام فجر افرینان مبارک باد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
تحولات بزرگی که به دست رهبران دینی و الهی (پیامبران و امامان) در تاریخ بشر صورت می گیرد، معمولاً در آستانه وقوع، با برخی بشارات غیبی همراه است. قیام الهی نایبان و ادامه دهندگان راه آن بزرگان نیز در حد خود-از این ویژگی بی بهره نیست.
خدای جهان، کسانی را که برای رهبری این تحولات عظیم بر می گزیند، پیش از شروع عمل، به نحوی (در خواب یا بیداری) از آینده کار خویش و تحول بزرگی که باید به دست آنان انجام گیرد آگاه می‌کند. بشارات ظهور و بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم)، و نیز پیشگویی های شگفت ماجرای عاشورا از زبان پیامبر وامیرالمؤمنین- درود خداوند بر ایشان باد-درکتابهای سیره و حدیث و تاریخ ثبت شده است. برای مثال پرتوی از این سنت را در عصر غیبت نیز، در زندگی دو شخصیت تاریخ ساز اسلام در قرن اخیر، حاج شیخ فضل الله نوری و حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مشاهده می کنیم.51 درباره انقلاب کبیر اسلامی ایران و پیشوای آن امام خمینی هم فراوان به این گونه نویدهای غیبی و پیشگویی های غیر عادی برمی خوریم که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

بشارات غیبی به ظهور انقلاب اسلامی

تحولات بزرگی که به دست رهبران دینی و الهی (پیامبران و امامان) در تاریخ بشر صورت می گیرد، معمولاً در آستانه وقوع، با برخی بشارات غیبی همراه است. قیام الهی نایبان و ادامه دهندگان راه آن بزرگان نیز در حد خود-از این ویژگی بی بهره نیست.
خدای جهان، کسانی را که برای رهبری این تحولات عظیم بر می گزیند، پیش از شروع عمل، به نحوی (در خواب یا بیداری) از آینده کار خویش و تحول بزرگی که باید به دست آنان انجام گیرد آگاه می‌کند. بشارات ظهور و بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم)، و نیز پیشگویی های شگفت ماجرای عاشورا از زبان پیامبر وامیرالمؤمنین- درود خداوند بر ایشان باد-درکتابهای سیره و حدیث و تاریخ ثبت شده است. برای مثال پرتوی از این سنت را در عصر غیبت نیز، در زندگی دو شخصیت تاریخ ساز اسلام در قرن اخیر، حاج شیخ فضل الله نوری و حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مشاهده می کنیم.51 درباره انقلاب کبیر اسلامی ایران و پیشوای آن امام خمینی هم فراوان به این گونه نویدهای غیبی و پیشگویی های غیر عادی برمی خوریم که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
1. حضرت آیت‌الله سید علی آقای قاضی طباطبایی، استاد اخلاق و سلوک بزرگانی چون علامه طباطبایی (صاحب تفسیر المیزان) و آیات عظام خویی و بهجت، برای اهل فکر و ذکر و نظر چهره ای نام‌آشنا است.52 امام خمینی در سن 45 سالگی به نجف اشرف مشرف شد ند.گویند یکی از فضلای نجف از ایشان- که آن روزها، حاج آقا روح الله نامیده می شد- پرسیده بود برای چه به عتبات مشرف شده اید. در پاسخ فرموده بودند: زیارت ائمه اطهار علیهم السلام ( و دیدن آقای قاضی.
یکی از فضلای برجسته و صاحبدل شهرضایی تبار- مرحوم حجت الاسلام و المسلمین طیار- در حضور جمعی از فضلای قمشه (مانند حضرات آقایان حاج شیخ علی زمانی قمشه ای و حاج شیخ یحیی رهایی در شهریور 1373 در قم) ضمن اشاره به داستان فوق، اظهار داشت: مرحوم حاج شیخ عباس قوچانی، از اصحاب خاص میرزا علی آقای قاضی و وصی ایشان بود که سالها پیش درگذشت. مرحوم قوچانی در حدود سال 1350 ش در مدرسه صدر اصفهان، این ماجرای شگفت را برای من تعریف کرد:
مرحوم قاضی، عصرها در منزل خویش جلسهای داشت و برای 10-15 نفر مباحث اخلاقی و توحیدی مطرح می کرد و من [مرحوم قوچانی]در آن جلسه شرکت میکردم آشنایی ما با آیت‌الله خمینی نیز در همین حد بود که شنیده بودیم یک حاج آقا روح الله در قم هست که درس اخلاق می گوید؛ ولی در آن روزگار؛ چهره وی را نمی شناختیم و تطبیق نمی کردیم.
یک روز عصر که ما در خدمت قاضی بوده و آن بزرگوار طبق معمول افاضه می فرمود سید جوانی را دیدیم که وارد شد و سلامی کرد و کنار در اتاق نشست. مرحوم قاضی، پس از ورود سید مزبور، صحبتش را قطع کرد و ساکت شد و سرش را به زیر انداخت. سید نیز پس از عرض سلام سر را پایین انداخت و، به حالت ادب وسکوت، چیزی نگفت. مجلس، یک ربع ساعت، همین گونه ساکت و خاموش، طی شد. سپس مرحوم قاضی سربرداشت و به من گفت: آقا شیخ عباس!، آن کتاب را از فلان قفسه کتابخانه بردار و بیاور و بخوان. کتاب را آوردم و پرسیدم:از کجای آن بخوانم؟ مرحوم قاضی فرمود: کتاب را باز کن؛ هر جایش آمد، همان جا را بخوان.
کتاب را گشودم و شروع به خواندن کردم. محتوای مطلب، شرح ماجرای ظلم و جنایت یک سلطان سفاک و ستمگر بود که در میان بنی اسرائیل می زیست و مردم از مظالم او به شدت معذب و در تنگنا بودند. تا آن که شخص عالمی پیدا شد و گفت: من این سلطان جائر را از کشور بیرون کنم و مردم را از دست وی رهایی بخشم.
مرحوم قوچانی می گفت: زمانی که داستان مزبور را از روی کتاب می خواندم، مرحوم قاضی سر به زیر انداخته، سخنی نمی گفت و فقط گوش میداد. داستان، به آنجا رسید که آن عالم، مردم را بر ضد سلطان سفاک شورانید و وی را از مملکت بیرون راند. اینجا، مرحوم قاضی سربرداشت و گفت: دیگر بس است. کتاب را سرجایش بگذار، و باز سر به زیر انداخت. پس از 5-4 دقیقه که وی، و نیز آن سید جوان سر، به زیر انداخته بودند، سید مزبور، آهسته خداحافظی کرد و رفت و ما دیگر او را در درس مرحوم قاضی ندیدیم. فرمان مرحوم قاضی به آوردن کتاب و گشودن آن و طرح آن داستان شگفت، با مباحث معمول وی و سخنان ابتدای همان مجلس، تناسبی نداشت و کاملاً غیر عادی و عجیب می نمود و سر آن تا سالها بر من معلوم نبود.
سالها پس از آن تاریخ، نهضت 15 خرداد به رهبری آیت‌الله خمینی آغاز شد و آوازه وی آفاق را در نوردید. اعلامیه های وی به نجف میرسید و ما می خواندیم. سال بعد، وی به نجف تبعید شد و ما همراه جمعی از طلاب و فضلا به حضور رسیدیم. آنجا، به طور غیرمنتظره و با کمال تعجب دیدیم ایشان، همان سید جوانی است که آن روز به درس مرحوم قاضی آمد... فهمیدیم که این، کرامتی از مرحوم قاضی بوده و قصه آیت‌الله خمینی با شاه ایران، قصه همان عالم بنی اسرائیل با سلطان سفاک است....
2. آیت‌الله حاج شیخ نصرالله شاه آبادی، فرزند آیت‌الله شیخ محمد علی شاه آبادی رحمت الله علیه (استاد مشهور امام خمینی رحمت الله علیه) نیز ماجرای زیر را مکرر نقل کرده است:
اوایل شروع نهضت اسلامی (دهه40) خواب دیدم که در خوزستان ایران، جنگی سخت بین نیروی حق (به زعامت حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام)) و باطل در گرفته و من [شیخ نصرالله] نیز در آن، حضور دارم. آن جنگ، با پیروزی جبهه حق پایان یافت و من، پس از آن، به دیدار حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) نایل شدم و مورد تفقد ایشان قرار گرفتم.
از آن خواب شگفت بیدار شده و مدتها در تعبیر آن، فکرم به جایی نمی رسید. تا این که پس از مدتی، امام خمینی به نجف تبعید شد و ما خدمت وی رسیدیم. در خلال صحبت، به مناسبتی یاد خواب مزبور افتادم و آن را نقل کردم. امام، پس از شنیدن، آن خواست چیزی بگوید؛ امام منصرف شد من اصرار کردم، پس از تحاشی بسیار فرمود: این خواب، درست است و چنین جنگی در آن نواحی واقع خواهد شد و ما- چنان که دیدی در فرجام، پیروز خواهیم شد. من توضیح بیشتری خواستار شدم و وی فرمود: این راهی است که پدر شما (مرحوم آیت‌الله شاه آبادی) برای ما ترسیم کرده و گریزی از پیمودن آن نداریم.

خوشا به حال کسانی که سال 1400 را درک کنند

حجت الاسلام حاج شیخ یحیی رهایی شهرضایی- از فضلای تحصیل کرده در قم که اکنون در شهرک علامه مجلسی اصفهان به تدریس، تألیف، اقامه جماعت و ارشاد مشغول است در تاریخ 3 آذر 74، طی نوشته ای به حقیر مرقوم داشته است:
در تماسی که اخیراً با یکی از مردان صالح و مورد اعتماد اهل علم و دیانت و سرشناس در شهرستان شهرضا (قمشه)، به نام آقای مشهدی عباس ملکیان داشتم، وی نقل کرد: بیش از 50 سال پیش که به مشهد مقدس مشرف شده و پای منبر مرحوم آیت‌الله حاج شیخ علی اکبر نهاوندی نشسته بودم، در خلال صحبت فرمودند: خوشا به حال کسانی که سال 1400 ق را درک خواهند کرد و خواهند دید که اوضاع، دگرگون خواهد شد غیر از آنچه که اکنون مشاهده می کنیم.
مرحوم آیت‌الله شیخ علی‌اکبر نهاوندی، از علمای وارسته و طراز اول مشهد در عصر اخیر بود که درباره حضرت ولی عصر( و اخبار و علایم مربوط به آن حضرت، مطالعات گستردهای داشته و در این زمینه چند کتاب مبسوط و خواندنی همچون عَبقُری الحسان تألیف کرده است که مورد استفاده اهل نظر است. و حتی گفته می شد که با خود حضرت نیز ارتباطاتی داشته و قرائنی نیز بر این معنا وجود داشت.
از شخصیت های دیگری که درباره حضرت ولی عصر و مسائل مربوط به آن حضرت بسیار مطالعه کرده بود و شاید بتوان گفت در عصر خودش در اینزمینه بی نظیر بود، مرحوم آیت‌الله حاج سید محمدحسن میرجهانی جرقویه ای است. وی که اهل اصفهان و مدتی نیز ساکن نجف، مشهد و تهران بود، آثار علمی متعددی داشت و بسیار وارسته بود. جناب رهایی در نوشته فوق افزوده است: مرحوم آیت‌الله میرجهانی، از عالمان وارسته ای بود که به حق، ید طولایی در احادیث داشت و همیشه- با حافظه ای غریب- احادیث را از بر می خواند و بر علم اعداد نیز تسلط داشت. به یاد دارم که در تابستان 1356 ش (در ایام ماه مبارک رمضان) مرحوم میرجهانی برفراز منبر فرمودند:
یک سال و نیم دیگر فرجی حاصل خواهد شد؛ یا فرج کلی اشاره به ظهور حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و یا فرج جزیی.
آن زمان که این سخن را فرمودند، هیچ اثری از انقلاب نبود؛ لکن با گذشت تقریباً دو ماه و مرگ ناگهانی مرحوم آیت‌الله حاج آقا مصطفی خمینی، جرقه انقلاب زده شد و دقیقاً همان گونه که ایشان پیش بینی کرده بود، یک سال و هفت ماه [طول]نکشید، که انقلاب به پیروزی رسید. همچنین مرحوم آیت‌الله میرجهانی در یکی از کتابهای خود آورده است: به گفته یکی از دانشمندان اهل کتاب در سالیان پیش، در سال 1398 ق، فرزند قدیس عربی (پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)) ظهور خواهد کرد. درخور ذکر است که مرحوم میرجهانی این مطلب را سالیانی پیش از تاریخ یاد شده نگاشته است و در آن وقت، برداشتش از تعبیرفرزند قدیس عربی- چنان که گاه در سخنرانیهای خویش نیز ابراز می‌کرد- امام زمان(علیه السلام) بود؛ اما گذشت زمان نشان داد که ظاهراً مراد، نایب آن حضرت، یعنی امام راحل بوده است. (پایان نوشته آقای رهایی)
در همین زمینه، یکی دیگر از روحانیون شهرضا، حجت السلام و المسلمین حاج شیخ علی زمانی قمشه ای -که از مدرسان فقه، نجوم، هیأت و فلسفه در قم است- تعریف کرد: پیش از انقلاب، در دهه 50، یکی از دوستان، خوابی دید که از مجموع آن چنین برداشت می شد که حضرت ولی عصر( در حدود سال 1370 ش ظهور خواهد کرد. می گفت:این رؤیا، در اختناق سخت ستم شاهی برای ما بسیار نوید، بخش بود؛ لذا به اتفاق او، با خوشحالی و سرور، خدمت آقای میرجهانی رسیدیم و ضمن شرح قضیه، از مژده ظهور حضرت در سال 1370 سخن گفتیم. ایشان لبخندی زده و فرمودند:
ما زودتر از این ها، منتظر حضرت هستیم؛ ما حوالی سال 1360 قدوم حضرت را انتظار می کشیم.

سخن آخر

کاری نکنیم که عنایت ولی عصر از ما و انقلاب برگردد
علت مبقیه و عامل دوام و پیشرفت هر چیز- از جمله، عامل دوام و رشد انقلاب اسلامی ایران- همان علت محدثه و عامل ایجاد آن است. باید دید چه عواملی باعث پیدایش انقلاب، و عطف توجه و عنایت الهی به آن شد، تا همان عوامل را با قوت و صلابت حفظ کرد. تکیه و تأکید مکرّر امام راحل بر نکات چهارگانه فوق، دقیقاً به همین انگیزه صورت می گرفت. از نظر آن بزرگوار، انقلاب، یک نعمت و امانت الهی است که ما موظف به حفظ آن هستیم:
این قدرت الهی را از دست ندهید، این امانت الهی را حفظ کنید. همان طوری که آن وقت به فکر گرفتاری های خودتان نبودید و فکر، یک فکر بود و آن اسلام و این، رمز پیروزی شد.53
روی موازین مادی، روی موازین عادی، باید با یک یورش، ما از بین رفته باشیم. باید همه ما یک لقمه آنها باشیم؛ و لکن قدرت ایمان، پشتیبانی خدای تبارک و تعالی، اتکال به ولی عصر(علیه السلام)، شما را پیروز کرد. برادران من! از یاد نبرید این پیروزی را. این وحدت کلمه ای را که در تمام اقشار ایران پیدا شد، معجزه بود. کسی نمی تواند این را ایجاد کند. این معجزه بود، این امر الهی بود، این وحی الهی بود، نه کار بشر... این مطلب را که این جماعت ایران که با هم شدند، خدا پشتیبان آنها بود و الآن هم هست، کاری نکنید که عنایت خدا ، خدای نخواسته کم بشود. کاری نکنید که برای ولی عصر(علیه السلام) ایجاد نگرانی بکنید. تفرقه نداشته باشید....54
شکر گزاری به درگاه خدای متعال برای این نعمت بزرگ، با حفظ عوامل پیداش و ملزومات آن صورت می گیرد: مواظبت بر تحول روحی و ایمانی ایجاد شده، عدم گرایش به مادیات و تقویت روح توجه به خداوند، حفظ وحدت کلمه در مسیر اهداف اصیل انقلاب و طرد شیاطین تفرقه افکن از صفوف ملت، همدلی و فداکاری، پیش انداختن منافع و مصالح اسلامی و ملی، بر منافع و مسائل مادی وشخصی، حفظ آبروی اسلام و جلوگیری از خدشه دارشدن آن، در اثر سرپیچی از موازین شرع و قانون، ثبات قدم در پیشبرد احکام اسلام و کوشش برای جلب رضای الهی و خوشنودی امام عصر( (از راه عمل به تکالیف دینی، پاکدلی و پاکزیستی).
از دیدگاه امام راحل، نکات فوق، مهم‌ترین وظایفی است که اهل انقلاب، بر دوش دارند.55 به اعتقاد ایشان، همچنین باید از رمز بقای اسلام و پیروزی ملت (وحدت کلمه، ایمان و خدمت مخلصانه به اسلام) 56 غافل نشد و ضمن حفظ سنگر مساجد، برگزاری مراسم سوگواری امام حسین(علیه السلام) 57 و دعا برای فرج حضرت ولی عصر(علیه السلام)، بر اعمال و رفتار روزمره خویش مواظبت کرد که مایه نارضایتی و شرمندگی آن حضرت نباشد:58
نهضت شما، پیش دنیا یک معجزه است. این نهضت را با همین بعد اعجازی اش حفظ کنید و با اتکال به خدا و وحدت کلمه پیش بروید. امیدوارم که ما به مطلوب حقیقی برسیم و متصل بشود این نهضت بزرگ اسلامی و آن نهضت ولی عصر(علیه السلام).59
رهبر همه شما و همه ما، وجود مبارک بقیه الله است و باید ماها و شماها طوری رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار- که رضایت خدا است به دست بیاوریم.60
به حسب روایت، نامه اعمال ما هفته ای دو بار پیش امام زمان(علیه السلام)می رود؛ و لکن می ترسم ما که ادعا داریم تابع این بزگوار هستیم - نعوذ بالله- پیش خدا شرمنده شود. اگر فرزند شما خلاف بکند، شما شرمنده می شوید. در جامعه شرمنده می شوید که پسرتان کار خلافی کرده. من خوف دارم که کاری بکنیم. که امام زمان(علیه السلام)، پیش خدا شرمنده بشود. ذره هایی که بر قلبهای شما می گذرد، رقیب [=مراقب] دارد. چشم و گوش و زبان و قلب و همه چیز ما رقیب دارد. خدا نکند از من و شما و سایر دوستان امام زمان(علیه السلام)، یک وقت چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمان(علیه السلام)باشد. از خودتان پاسداری کنید، اگر می‌خواهید پاسداری شما در دفتر پاسداران صدر اسلام ثبت شود.61
کوشش شما این باشد که ما بتوانیم اسلام را- آن طور که هست- در این مملکت پیاده کنیم. راه طولانی است؛ قوی باشید، اراده قوی داشته باشید. ان شاء الله که این چهره های نورانی، ذخیره باشد و این زمان ما به زمان ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) متصل شود.62



نوع مطلب : انقلاب اسلامی ایران، جلوه هایی از الطاف امام عصر (ع، 
برچسب ها : بشارات غیبی به ظهور انقلاب اسلامی،
سه شنبه 12 بهمن 1389 :: نویسنده : سید منوچهر احمدی


درباره وبلاگ

به عنوان مدیر وبلاگ امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما عزیزان قرار گرفته باشه .
مدیر وبلاگ : سید منوچهر احمدی
نظرسنجی
چه امتیازی به مطالب این وبلاگ مدهید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
تماس با ما