تبلیغات
دهه فجر - تلفیق اهداف و امكانات‏
دهه فجر
دهه فجر بر تمام فجر افرینان مبارک باد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

تلفیق اهداف و امكانات‏

معمولاً آحاد مردم كه براى پیروزى انقلاب اسلامى رنجها و زحمات زیادى را متحمل شده‏اند، آثار و نتایج انقلاب اسلامى را با ملاك اهداف و نیازهاى خود مى‏سنجند كه در این صورت - به دلایلى كه در سطور و صفحات قبل ذكر شد این اهداف و نیازها چنانكه باید و شاید محقق نشده‏اند، لذا این مدعا قابل طرح است كه از زاویه این ملاك، مردم نمره بالنسبه پائینى به آثار و نتایج انقلاب مى‏دهند.
از سوى دیگر دولت كه طبق قانون اساسى مكلف به تحقق اهداف انقلاب اسلامى است، عملكرد خود را با توجه به امكانات مادى كه در اختیار داشته مى‏سنجد و نظر به تنگناها و مشكلاتى كه از این بابت وجود داشته، قاعدتاً نمره بالایى به خودش مى‏دهد و آثار و نتایج انقلاب را عمدتاً خوب و بالا ارزیابى مى‏نماید.

تلفیق اهداف و امكانات‏

معمولاً آحاد مردم كه براى پیروزى انقلاب اسلامى رنجها و زحمات زیادى را متحمل شده‏اند، آثار و نتایج انقلاب اسلامى را با ملاك اهداف و نیازهاى خود مى‏سنجند كه در این صورت - به دلایلى كه در سطور و صفحات قبل ذكر شد این اهداف و نیازها چنانكه باید و شاید محقق نشده‏اند، لذا این مدعا قابل طرح است كه از زاویه این ملاك، مردم نمره بالنسبه پائینى به آثار و نتایج انقلاب مى‏دهند.
از سوى دیگر دولت كه طبق قانون اساسى مكلف به تحقق اهداف انقلاب اسلامى است، عملكرد خود را با توجه به امكانات مادى كه در اختیار داشته مى‏سنجد و نظر به تنگناها و مشكلاتى كه از این بابت وجود داشته، قاعدتاً نمره بالایى به خودش مى‏دهد و آثار و نتایج انقلاب را عمدتاً خوب و بالا ارزیابى مى‏نماید.
بنابر این دولت و ملت به دلیل تفاوت ملاك، ارزیابیهاى مخالفى از آثار و نتایج انقلاب اسلامى مى‏كنند كه همین امر مى‏تواند موجب انشقاق و تكدر رابطه‏ى این دو قطب مهم نظام شده و فوق العاده آسیب‏زا باشد. با توجه به این امر باید گفت كه بررسى و ارزیابى آثار و نتایج انقلاب اسلامى از این نظر امرى بسیار لازم و ضرورى است كه باید درست تحقیق شده و درست تبلیغ شود.
بنابراین در قدم نخست شایسته است ملاكى عالمانه و منصفانه فراهم كنیم و این چیزى نیست جز آنكه براى ارزیابى آثار و نتایج انقلاب اسلامى، بطور توأمان از هر دو ملاك، یعنى اهداف و امكانات استفاده كنیم. تبلیغ نتایج چنین تحقیقى مى‏تواند تا حد زیادى موجب تقرب و بسط روابط دولت و ملت شده به ایجاد ثبات و رفع بحران و تنش یارى كند. اگر دولت و ملت هر كدام فقط به ملاكهاى خودشان بسنده كنند تفرقه و تشتت زیادى قابل پیش‏بینى است.
براى مثال آحاد ملت با توجه به نیازهایشان، خیلى فورى و آنى خواهان مسكن، كار، بهداشت، تغذیه، امنیت، عزت و عفت هستند، این طبیعت نیازهاى انسان است كه باید سریعاً اشباع شوند. اما از طرف دیگر دولت با توجه به كمبودها و مشكلات مادى ممكن است بگوید براى اشباع این نیازها و تحقق این اهداف در سطح عمومى پنجاه سال وقت نیاز است. این هم مى‏تواند منطقى باشد اما نوشداروى بعد از مرگ است. اما اگر ملاك تلفیقى مورد قبول واقع شود از یك سو ملت تلاش مى‏كند همه‏ى توانهاى بالقوه‏ى خود را بالفعل كند و از سوى دیگر تا حد ممكن نیازها را محدود كرده و به تأخیر بیندازد. دولت نیز تلاش مى‏كند ضمن توزیع عادلانه‏ى امكانات محدود، اعتماد و مشاركت عمومى را جلب كرده و براى افزایش تولید و بالفعل كردن امكانات بالقوه تلاش بیشترى بعمل آورد.

مقایسه با كشورهاى پیشرفته‏

مانند دیگر انقلابها، انقلاب اسلامى ایران نیز تلاشى بود براى بر هم زدن وضع موجود(نظام شاهنشاهى) و برقرارى وضع مطلوب (جمهورى اسلامى). یكى از ملاكهایى كه مى‏تواند بسنجد كه انقلاب در تحقق مدینه فاضله و جامعه آرمانى خود به چه نتایجى رسیده، وضعیت و موقعیت كشورهاى به اصطلاح پیشرفته و توسعه یافته است. چرا؟ این كشورها به حق و ناحق، درست یا غلط الگوى توسعه و تحول هستند و اینك در مرحله‏اى از ثبات و رفاه هستند كه مطلوب بسیارى از ملل است. نكته‏ى فوق از كلام بسیارى از غرب رفته‏ها شنیده مى‏شود كه دانسته یا ندانسته، به عمد یا غیر عمد از آسایش و رفاه و امنیت و... آن بلاد سخن مى‏گویند. رسانه‏هاى گروهى نیز به همین سبك با نمایش زندگى مردم آن سامان توده‏ى مردم غرب ندیده را به مقایسه وضع ایران با آن كشورها سوق مى‏دهند و نتیجه‏ى این مقایسه نیز كم و بیش روشن است.
اما براى استفاده از این ملاك و معیار، در سنجش و ارزیابى آثار و نتایج انقلاب اسلامى و عملكرد نظام حتماً باید به چند نكته توجه داشت تا نتیجه‏ى تحقیق، عالمانه و منصفانه باشد:
اولاً كشورهاى پیشرفته و مرفه اقتصادى و صنعتى طى چه زمانى، طى چه مراحلى و با چه امكاناتى به وضع موجود فعلى رسیده‏اند؟ از لحاظ نظرى و فكرى و فرهنگى و علمى، آنها حداقل این مسیر را از 5 قرن قبل و از زمان رنسانس آغاز كرده‏اند و از لحاظ علمى، فنى و تكنولوژیك و از لحاظ ادارى و سیاسى و حقوقى، این مهم را از دویست سال پیش با انقلاب فرانسه شروع نموده‏اند. (19)
با این شاخصها، مقایسه انقلاب بیست ساله‏ى ایران با آنها وجهى نداشته و فعلاً زود است.
ثانیاً مهم‏ترین هدف و غایت دولت و تمدن نوین غربى، ایجاد بهشت روى زمین بود. این هدف‏(20) در ضدیت با فرهنگ و سلطه كلیسایى قرون وسطى بود كه بطور افراطى بى‏توجه به نیازهاى مادى، انسانها را دعوت به ترك دنیا و تقرب به یك خدا و آخرت آلوده به خرافات مى‏نمود. در حالى كه انقلاب اسلامى هدف غایى و نهایى‏اش معنویت و تقرب به خداى واحد و منزه است. و البته بطور واقعى و متعادل، اقتصاد و نیازهاى مادى را هم بعنوان وسیله و ابزار مى‏پذیرد.
ثالثاً باید دید كه پس از پانصد سال این بهشت روى زمین به چه بهایى بدست آمده است؟ و چشم انداز آینده‏ى آن چیست؟ مهم‏ترین هزینه و پیامد این بهشت روى زمین و جامعه‏ى مادى و رفاهى، آلودگى و تخریب شدید طبیعت بوده است. یعنى بهشت طبیعت مبدل به جهنم مى‏شود تا بهشت شهر صنعتى حاصل شود. اینك تمدن غربى با این سؤال اساسى مواجه است كه آیا آنچه را كه از دست داده و چشم‏انداز ترسناكى كه از این رهگذر براى آینده وجود دارد، نسبت به آنچه كه بدست آورده مى‏ارزد یا خیر؟ (21)
- این بهشت روى زمین به بهاى استعمار و استثمار و عقب ماندگى جهان سوم حاصل شده است و در حال حاضر فقط 15% از جمعیت جهان كه در نیمكره شمالى هستند از مواهب این بهشت مادى برخوردار هستند كه در آنجا نیز بخشى از مردمان زیر خط فقر زندگى مى‏كنند.
- افراط دولتمردان و رجال كلیسا در قرون وسطى در معنویت گرایى (كه آلوده به خرافات بود) موجب افراط اصحاب رنسانس در دنیاطلبى و ماده گرایى شد و این افراط گرایى نوین دارد آثار منفى خودش را بروز مى‏دهد و گروههاى زیادى از مردمان كه شاهد قربانى شدن اخلاق و معنویت و افزایش جرم و جنایت و شیوع بیماریهاى نوین جسمى و روانى، متلاشى شدن و تضعیف شدید خانواده و... هستند به مسایل معنوى گرایش نشان مى‏دهند.
این نكته مى‏تواند یكى از مهم‏ترین اهداف و آثار و نتایج انقلاب اسلامى را كه عرفان و معنویت باشد تبلیغ و ترویج نماید. دلزدگى مردمان غرب از بهشت روى زمین و جامعه رفاهى و مصرفى و گرایش آنها به سوى حقیقت و معنویت، عمدتاً دچار آسیب‏هاى جدى شده است و از جن‏گیرى و شیطان پرستى، پوچ گرایى، جادوبازى و احضار ارواح و... سردرآورده است كه بعنوان عوارض و آسیبهاى جدى تمدن نوین باید به آن نگریست. در واقع یكى از اهداف و انگیزه‏هاى وقوع انقلاب اسلامى در دو دهه‏ى قبل، اعتراض به ماده گرایى حكومت شاه بود. آن دولت با الگو قرار دادن توسعه غرب در آمدهاى نفتى را هزینه كرد و ضمن آنكه نتوانست همان جامعه مادى و رفاهى غرب را هم محقق نماید، بلكه قسمتى از آسیبها و ابتذالهاى فرهنگى و معنوى آنجا را وارد كرد و من حیث المجموع سبب در هم ریختگى و نابسامانى شدید جامعه ایران شد.
بنابراین استفاده از ملاك كشورهاى پیشرفته براى سنجش و ارزیابى آثار و نتایج انقلاب جاى تردید و تأمل دارد چون غایت فرهنگ و ارزش آنها مادیت و اصالت و اولویت اقتصاد است، در حالیكه غایت انقلاب اسلامى معنویت و نگاه ابزارى به اقتصاد است.(22)

مقایسه با كشورهاى همطراز

یكى از ملاكهاى عالمانه و منصفانه براى سنجش و ارزیابى انقلاب اسلامى مقایسه با كشورهاى همطراز است. در این رابطه مى‏توان موقعیت كنونى كشور را كه نتیجه‏ى دو دهه عملكرد انقلاب اسلامى است با وضعیت كشورهایى مانند مصر، پاكستان و تركیه سنجش كرد. این كشورها مسلمان هستند و با ایران، هم منطقه مى‏باشند. از لحاظ جمعیتى كم و بیش در حد و اندازه‏ى ایران هستند. در یك تحقیق وسیع و دقیق و مبتنى بر آمار و اطلاعات ضروریست كه پژوهشگران جمهورى اسلامى را با این كشورها مقایسه كنند.
نتایج چنین پژوهشى از لحاظ نظرى و كاربردى مى‏تواند فوق‏العاده مفید و قابل استفاده باشد. در چنین پژوهشى باید بررسى كرد كه كشورهاى همسایه و همطراز ایران طى دو دهه‏ى گذشته در حالى‏كه جنگ و انقلاب نداشته‏اند، اینك از لحاظ اقتصادى، فرهنگى و سیاسى چه وضعیتى دارند؟
یك نكته‏ى بدیع و مهم این است كه اغلب این كشورها از لحاظ مادى و اقتصادى، اتفاقاً از انقلاب اسلامى ایران و جنگ تحمیلى منتفع نیز گردیده‏اند. در حالى كه ایران بطور طبیعى ضمن آنكه از آثار و بركات معنوى جنگ و انقلاب در دراز مدت به بلوغ و جوشش رسیده است لكن از لحاظ مادى و اقتصادى لطمات فراوانى دیده است. زمانى كه ایران بواسطه‏ى پیروزى انقلاب اسلامى و در راستاى حفظ استقلال خود از پیمان نظامى سنتو خارج شد و مبدل به تهدیدى براى منافع غرب گردید، آمریكایى‏ها و غربیها براى جبران این خلأ و كنترل این تهدید كمكهاى فراوان مالى، اقتصادى و نظامى به پاكستان و تركیه ارائه نمودند. (23)
همین كشور تركیه زمانى كه بین ایران و عراق جنگ شعله‏ور بود و راههاى تجارى خلیج فارس براى آنان ناامن شده بود بعنوان مركز ترازیت كالا براى دو كشور میلیاردها دلار سود برده است.
مصر نیز بعنوان سردمدار صلح و سازش با اسرائیل و سد نفوذ انقلاب اسلامى در منطقه‏ى عربى و اسلامى، از لحاظ سیاسى و اقتصادى مورد توجه بیشتر آمریكا و غرب قرار گرفت.
پاكستان نیز وضعیتى مشابه مصر و تركیه داشت.
با وجود این مسایل، كشورهاى فوق اینك از لحاظ مادى و معیشتى و رفاهى در مقایسه با ایران چه وضعیتى دارند؟ و براى جلب و جذب كمكهاى اقتصادى، مالى و نظامى غرب، از لحاظ سیاسى و فرهنگى چه هزینه و خسارتهایى نموده‏اند؟
این سؤالاتى است كه در یك تحقیق باید منصفانه و عالمانه به آن پاسخ گفت تا بتوانیم با شجاعت و صراحت نقاط قوت و ضعف كشورمان را شناسایى كنیم. اما در حد این نوشتار و مبتنى بر برخى از خوانده‏ها و شنیده‏ها، حداقل مى‏توان چند فرضیه و مدعا را مطرح كرد تا پژوهشگران بعداً آنها را شرح و آزمون كنند.
اولاً كشورهاى مذكور اغلب بدهیهاى خارجى سنگینى دارند. براى مثال تركیه 90 میلیارد دلار بدهى دارد. در حالیكه ایران با توجه به هزینه‏هاى سنگین بازسازى حدود 12 میلیارد دلار(24) بدهى دارد. مصر نیز بدهیهاى زیادى دارد كه در جریان جنگ نفت خلیج فارس در 1990 زمانى كه به تبعیت از آمریكا در لشكركشى علیه عراق مشاركت نمود به عنوان پاداش، چند میلیارد دلار از این بدهیها بخشوده شد كه طبعاً این امر از لحاظ استقلال و حیثیت ملى نمى‏تواند خوشایند باشد.
نكته‏اى كه پژوهشگران در این مقایسه باید مدنظر داشته باشند، وضعیت تورم، پیشرفت امور زیربنایى اقتصادى و تولیدى، حجم فعالیتهاى عمرانى و رفاهى، وضعیت توزیع ثروت و درآمدها و چگونگى قشربندى جمعیت بر اساس ثروت و درآمد و مقایسه وضعیت زندگى شهرى و روستایى است.
این كشورها با وجود اینكه طى دو دهه‏ى گذشته، در حد ایران و انقلاب اسلامى خطر و تهدید نداشته‏اند، لكن حجم وسیعى از درآمدهایشان صرف تجهیز ارتش و خرید تسلیحات از خارج گردیده است كه مسلماً موجب فشار به مسایل مادى و معیشتى مردم مى‏شود. ارقام تورم در تركیه بالاست.
نكته‏ى قابل توجه آن است كه انقلاب اسلامى از ابتدا عزم و اراده‏ى جدى براى توسعه‏ى صنعتى و اقتصادى، توجه به امور زیربنایى، بهبود وضعیت روستاها، توزیع عادلانه امكانات، استقلال و خلاقیت صنعتى و اقتصادى داشته است. لكن در عمل به دلیل مشكلات ناشى از انقلاب و جنگ و فشارهاى بین‏المللى و برخى ضعفها و سوء مدیریتها، هنوز نتوانسته‏اند اهداف و آرمانها را در حد مطلوب محقق گرداند، اما داشتن این اهداف و داشتن عزم و اراده براى تحقق آنها مسأله‏ى مثبتى است كه باید به فال نیك گرفت در حالیكه غالب كشورهاى همطراز علیرغم داشتن برخى از آثار توسعه و رفاه فاقد اهداف و اراده‏ى فوق هستند.
ثانیاً باید بررسى شود كشورهاى همطراز همین مقدار از توسعه و رفاه را به چه بهایى بدست آورده‏اند؟
از نظر اقتصادى اینها به اقتصاد بین‏الملل و اقتصاد كشورهاى بزرگ بشدت پیوند خورده و وابسته شده‏اند و تبع این امر تنگناها و محدودیتهاى زیادى از نظر اقتصادى و سیاسى دارند. براى مثال از لحاظ سیاسى این كشورها على‏رغم منافع ملى و اسلامى خودشان، تا حدود زیادى همراه و همگام سیاستهاى غرب و آمریكا هستند كه این نكته مشروعیت مردمى این دولتها را آسیب‏پذیر كرده است و تنشهاى داخلى و سیاسى قابل توجهى ایجاد كرده است. بطوریكه در همین راستا جریانهاى ملى و مذهبى نسبتاً نیرومندى در این كشورها ایجاد شده است كه مى‏توان آن را(25) بطور غیر مستقیم از آثار و نتایج انقلاب اسلامى تلقى كرد كه بعضاً این دولتها و همراهان غربى‏شان براى سرپوش گذاشتن به ضعفها و عملكردهایشان آن را بطور مستقیم به مداخله جمهورى اسلامى نسبت مى‏دهند تا بهانه‏اى براى اعمال فشار و تحریم بر علیه ایران فراهم كنند.
از لحاظ سیاسى مى‏توان نگاهى به وضعیت دیگر كشورهاى مسلمان منطقه انداخت. عراق، عربستان، كویت و امارات كه به همراهى كشورهاى بزرگ در مقابل انقلاب اسلامى صف آرایى كردند و عملاً بطور مستقیم و غیر مستقیم در اشغال ارتش آمریكا هستند و قراردادهاى فراوانى در زمینه‏ى سیاسى امنیتى، نظامى و اقتصادى با غرب و آمریكا بسته‏اند كه مسلماً استقلال آنها را بشدت آسیب‏پذیر كرده است.
نكته‏ى دیگرى كه باید به آن توجه شود هزینه‏هاى فرهنگى است. هویت زدایى دینى و مذهبى در تركیه و مصر سابقه‏ى طولانى دارد اما آنها بعنوان سد نفوذ انقلاب اسلامى و جلب حمایت اقتصادى غرب این روند را توسعه و تشدید كردند، اما تا حدودى نتیجه‏ى عكس گرفته‏اند و موجب تحریك عواطف ملى و مذهبى مردم خودشان شده‏اند و همانطور كه اشاره شد دولتهاى آنان با امواج وسیع و قوى اسلام گرایى مواجه شده‏اند.

مقایسه انقلاب با قبل از انقلاب‏

یكى از مهم‏ترین و رایج‏ترین شیوه‏هاى سنجش و ارزیابى آثار و نتایج انقلاب اسلامى مقایسه با قبل از انقلاب مى‏باشد. این ملاك اهمیت و كاربرد فوق‏العاده‏اى دارد.
یك نكته‏ى مهم آن است كه اصلى‏ترین علت وقوع انقلاب نارضایتى وسیع و عمیق عمومى از ساختار و عملكرد نظام شاه بود. مردم و رهبران بوسیله انقلاب اسلامى آن وضعیت را به امید دست یافتن به یك وضع مطلوب طرد و نفى كردند. اینك اگر ثابت نشود كه بوسیله انقلاب، در راستاى تحقق وضع مطلوب هستیم و تا كنون نتایج قابل قبولى بدست آورده‏ایم، فلسفه‏ى وجودى انقلاب و جاذبیت و نافعیت آن مورد سؤال و تردید قرار مى‏گیرد.
نكته‏ى دیگر آن است كه بخش عمده‏اى از جمعیت جوان كشور خود شخصاً نظام پیشین را لمس و تجربه نكرده‏اند و شاید دقیقاً با تمام وجود ندانند و حس نكنند كه چرا نسل ما قبل آنها دست به انقلاب زده است. این نسل وضعیت موجود نظام را با انتظارات و توقعات و آرمانهاى خودش مى‏سنجد و عمدتاً ممكن است وضعیت مادى زندگى غربى را الگوى ارزیابى و سنجش قرار دهد.
با توجه به این ملاك نتیجه‏ى ارزیابى كم و بیش مشخص است. واقعاً اگر چنین باشد چگونه مى‏توان آثار و نتایج انقلاب اسلامى را براى این نسل تحقیق و تبلیغ كرد؟
اما نسلى كه شرایط قبل از انقلاب را درك و لمس كرده و خود در وقوع و پیروزى آن نقش آفرینى كرده تحت چه شرایط و ضوابطى قبل و بعد از انقلاب را مقایسه مى‏كند؟
عمده‏ى این نسل، زحمات و لطمات انقلاب و جنگ را صبورانه و داوطلبانه به امید تحقق اهداف و آرمانهاى انقلاب تحمل كرده‏اند و بسیارى از نتایج اقتصادى، سیاسى و فرهنگى نظام را مثبت تلقى كرده و عملكردها و روندها را در راستاى تحقق اهداف مى‏دانند. اما در عین حال از برخى مسایل رنج مى‏برند و از یك انقلاب الهى و مردمى بسیار بسیار انتظار دارند. مثلاً در ابعاد اقتصادى، همواره مسأله‏ى تورم، گرانى، احتكار، افزایش شدید ثروت برخى از افراد و اقشار، تبعیضها و اختلاف درآمدها، كاهش قدرت خرید اقشار متوسط و ضعیف... آزار دهنده است.
بنابراین پاره‏اى از مشكلات طبیعى و غیر طبیعى ناشى از جنگ و انقلاب مى‏تواند براى تعدادى از افراد و اقشار تردید آفرین باشد. مثلاً قشر چند میلیونى كارگر و كارمند و حقوق‏بگیر حساب مى‏كند قیمت بسیارى از كالاها و خدمات با ضریب بسیار بیشترى نسبت به دستمزدهایش افزایش یافته است و این به معنى كاهش قدرت خرید وى مى‏باشد.
بنابر این نسل انقلاب نیز كه خود با تمام وجود شرایط دو نظام را حس و لمس كرده است ممكن است از این زاویه نمره بالایى به آثار و نتایج اقتصادى انقلاب ندهد.
در بعد فرهنگى و اخلاقى نیز مسایل و سؤالاتى نسل اول انقلاب و تحلیل‏گران و پژوهندگان را به خود مشغول مى‏كند. نكته آن است كه بزرگترین هدف و نتیجه‏ى انقلاب، احیاء دینى و اخلاقى و فرهنگى و معنوى بوده است و بسیارى از كسان آثار و دستاوردهاى معنوى و فرهنگى انقلاب را آنقدر زیاد و روشن مى‏بینند كه معتقدند تمام خسارات و هزینه‏هاى مادى و اقتصادى كه تا كنون به نظام تحمیل شده، به این دستاوردها مى‏ارزد.
اما در كنار این آثار قرائنى دیده مى‏شود كه باید تأمل كرد. مثلاً چرا هنوز تعداد قابل توجهى معتاد وجود دارد و چرا عده‏اى درگیر قاچاق مواد مخدر هستند؟ چرا برخى از جوانان و اقشار ما دچار ابتذال و تهاجم فرهنگى شده و نشانه‏هایى از منكرات و منهیات بصورت نیمه آشكار و پنهان دیده مى‏شود؟ بطوریكه برخى مى‏گویند فساد اخلاقى و ابتذال فرهنگى قبل از انقلاب آشكار بود اما اینك پنهان شده است و از بین نرفته است.
سؤالات و نكات فوق در یك پژوهش گروهى و همه جانبه و عمیق باید عالمانه و منصفانه شرح و اندازه‏گیرى شود تا ما بتوانیم تصویر دقیق و درستى از نقاط قوت و ضعف جمهورى اسلامى داشته باشیم. اما نگارنده در حد تجربیات و معلومات و متدولوژى خود در پاسخ سؤالات و تردیدهاى فوق فرضیه‏ها و مدعاهایى را پیش مى‏نهد.
نگارنده كه مى‏تواند بصورت عینى و تجربى دو دهه قبل و بعد از انقلاب اسلامى را به محك آزمون و مقایسه بزند، مبتنى بر یافته‏ها، خوانده‏ها و دیده‏هایش مى‏گوید كه ایران از نظر فردى و اجتماعى، اقتصادى و سیاسى و فرهنگى، داخلى و خارجى، طى دو دهه‏ى گذشته تحولات وسیع و عمیق و عمدتاً مثبتى را حاصل كرده است. لكن شدت حب و بغضهاى موافقان و مخالفان و غوغاى طبیعى انقلاب و جنگ تا كنون مانع از آن بوده كه این امر بطور عالمانه و دلسوزانه و نقادانه بطور روشن و دقیق، تحقیق و تبلیغ شود. ذیلاً برخى تحولات و نتایج انقلاب اسلامى را در ابعاد اقتصادى و فرهنگى و سیاسى بررسى مى‏شود:
در سطح اقتصاد كلان در مقایسه با قبل از انقلاب نكات زیر قابل توجه است:
افزایش صادرات غیر نفتى، بسط و توسعه فعالیتهاى عمرانى و رفاهى در سطح روستاها از قبیل تأسیس خانه بهداشت، ساخت راه، حمام بهداشتى، برق، آب لوله‏كشى، تلفن، تأسیس مدارس تا سطح دبیرستان، توسعه ظرفیت پالایشگاهها و خودكفایى در تأمین فرآورده‏هاى نفتى علیرغم افزایش شدید مصرف و جمعیت جلوگیرى از اتلاف گاز و جایگزین كردن براى نفت و پوشش دادن صدها شهر و میلیونها نفر، افزایش قابل توجه ظرفیت تولید برق تا حد رفع خاموشیها، توسعه ظرفیت پتروشیمى و افزایش تولید آن تا بیش از بیست برابر.
براى نمونه مسأله‏ى افزایش صادرات غیر نفتى یك توفیق راهبردى است كه مى‏تواند در آینده آرمان استقلال اقتصاد از نفت را تحقق بخشیده و آسیب پذیرى امنیت اقتصادى كشور را مانع شود. در حالى كه در سالهاى 56 و 57 صادرات غیر نفتى ایران حدود نیم میلیارد دلار و معادل‏(26) یك چهلم صادرات نفت ارزش داشت، در برخى از سالهاى اخیر صادرات غیر نفتى تا مرز 5 میلیارد دلار پیش رفت یعنى ده برابر شدن نسبت به قبل از انقلاب. این رقم معادل یك سوم ارزش صادرات نفت بود كه با یك چهلم قبل از انقلاب اگر مقایسه شود نشانه افزایش توان اقتصاد فعلى كشور است. البته افزایش صادرات غیر نفتى كه یك شاخص مثبت در اقتصاد كلان ماست به دلیل فراهم نبودن برخى از زمینه‏ها، در سطح اقتصاد خرد آثار ناخوشایندى داشت بطوریكه قیمت عمده اقلام صادراتى براى مصرف كننده داخلى افزایش یافت.
اما با تمام این مشكلات نشان داده شد كه در صورت فراهم كردن شرایط، اقتصاد ملى توان بسط صادرات غیر نفتى را تا حد بسیار بالایى دارد و این علامت بسیار امیدوار كننده‏اى بر رشد و استقلال اقتصادى ماست.
اما از نظر سیاسى مسایل كلان زیر قابل توجه است:
سقوط نظام استبدادى، طرد نفوذ استعمار، حصول آزادى و استقلال، عطف توجه سیاست خارجى به جهان سوم و جهان اسلام.
آثار و نتایج فوق شاید بعضاً در میان مدت جلب توجه ننمایند، اما در دراز مدت قطعاً ثمرات آنها بسیار ملموس و روشن خواهد بود. براى مثال نظام سلطنتى استبدادى وابسته به یك فرد به نام شاه، موجب ركود و عدم رشد شخصیت آحاد ملت مى‏شود. در حالى‏كه بزرگترین سرمایه‏ى یك كشور افراد آن هستند كه در یك فضاى آزاد و سازنده اگر رشد كنند همین‏ها اصلى‏ترین عوامل توسعه و پیشرفت هستند. جمهورى اسلامى باید فضاى آزاد و خلاق را براى حفظ و بسط شخصیت شهروندان محافظت كند.
از نظر فرهنگى نكات زیر قابل بحث است:
بزرگترین هدف و دستاورد انقلاب ایران تجدید حیات اسلام بود. در عصر ارتباطات جهانى و سلطه اقتصاد بر تمام شئون بشر، بطور كلى مكتب و اخلاق و ایدئولوژى تعطیل و طرد شده بود. اما انقلاب اسلامى حاوى این پیام بود كه اخلاق و معنویت براى انسان ارزشمندتر است و(27) اسلام براى اداره و هدایت زندگى بشر در همه زمانها و مكانها مفید و عملى است.
افزایش و رشد مطبوعات و نشریات، افزایش ظرفیت دانشگاهها، گسترش مراكز علمى و تحقیقى در همه زمینه‏ها، افزایش و گسترش مدارس در همه مقاطع، توجه به كتاب و كتابخوانى، گسترش كمى و تحول كیفى حوزه‏هاى علمیه و مدارس دینى، همگى نكاتى هستند كه در توسعه و تحول فرهنگى نقطه قوت و توجه هستند.
با توجه به نتایج كلان فرهنگى و سیاسى و اقتصادى فوق مى‏توان این فرضیه و مدعا را مطرح نمود كه تحقیقاً انقلاب اسلامى آثار و دستاوردهاى فراوانى داشته است، در عین حال على‏رغم اینكه بطور تحقیقى چنین نتایجى حاصل شده از نظر تبلیغى نیز باید علمى و هنرى برخورد شود، مثلاً در ایام هفته دولت و دهه‏ى فجر مسئولان از طریق وسایل ارتباط جمعى و تبلیغى معمولاً از آثار و نتایج انقلاب بخصوص در بعد اقتصادى سخن مى‏گویند و براى اثبات پیشرفت كشور وضعیت فعلى را با قبل از انقلاب مقایسه مى‏كنند دیده شده كه عدم ظرافت در این شیوه‏ى تبلیغى، معمولاً در مخاطبان اثر عكس گذاشته و مى‏گویند چرا و چقدر مقایسه با نظام قبل؟

نتیجه گیرى‏

حاصل كلام آنكه اگر مبتنى بر اطلاعات وسیع و عمیق و به مدد ملاكهاى علمى و عینى كه در این نوشتار مطرح شده آثار و نتایج انقلاب اسلامى را بررسى كنیم مشاهده مى‏شود كه اهداف زیادى محقق شده و اهداف زیادى هم در راستاى تحقق هستند، اما در عین حال عدم توفیقها و ناكامیهایى نیز بچشم مى‏خورد.
نكته آن است كه نتایج مثبت براى انقلابها طبیعى و ضرورى است. زیرا انقلاب یعنى بر هم زدن وضع موجود جهت تحقق جامعه مطلوب، اما ناكامیها و نتایج منفى براى انقلابها غیر طبیعى و خطرساز است. بنابراین باید اینها نیز دقیقاً شناسایى و علت‏یابى شوند.




نوع مطلب : آثار و نتایج انقلاب اسلامى ایران، 
برچسب ها : تلفیق اهداف و امكانات‏،
سه شنبه 12 بهمن 1389 :: نویسنده : سید منوچهر احمدی


درباره وبلاگ

به عنوان مدیر وبلاگ امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما عزیزان قرار گرفته باشه .
مدیر وبلاگ : سید منوچهر احمدی
نظرسنجی
چه امتیازی به مطالب این وبلاگ مدهید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
تماس با ما