تبلیغات
دهه فجر - امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی از منظر مقام معظم رهبری(2)
دهه فجر
دهه فجر بر تمام فجر افرینان مبارک باد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

میراث امام

اما خرسندیم كه میراث او در دست ماست و آن، «جمهورى اسلامى» توأم با ارزشهایى است كه او در این جمهورى به وجود آورد، یا بهتر است بگوییم با ارزشهایى كه او جمهورى اسلامى را با آن ساخت. ما مس بودیم، او ما را طلا كرد. او كیمیا بود، او اكسیر بود. ما زندگى معمولى داشتیم، او خمودگیها را تبدیل به تحرك و تپش كرد و انسان ساخت.

میراث امام

اما خرسندیم كه میراث او در دست ماست و آن، «جمهورى اسلامى» توأم با ارزشهایى است كه او در این جمهورى به وجود آورد، یا بهتر است بگوییم با ارزشهایى كه او جمهورى اسلامى را با آن ساخت. ما مس بودیم، او ما را طلا كرد. او كیمیا بود، او اكسیر بود. ما زندگى معمولى داشتیم، او خمودگیها را تبدیل به تحرك و تپش كرد و انسان ساخت.

فاتح فتح الفتوح

در پیامى، به مناسبت یكى از فتوحات ارزنده شما در جبهه، فرمودند: «فتح الفتوح»، عبارت از ساختن اینگونه انسانها و جوانهاست. در حقیقت، فاتح این فتح الفتوح، خود او بود. او بود كه این انسانها را ساخت. او بود كه این فضا را مهیا كرد. او بود كه مسیر را به وجود آورد. او بود كه ارزشهاى اسلامى را بعد از انزوا و خمول، دوباره احیا كرد. میراث او همین ارزشها و همین جمهورى اسلامى است. هر كدام از ما در هر مسؤولیتى كه هستیم؛ عشق و محبت وافرمان را به آن عزیز، باید در حفظ و تداوم ارزشها و نظام جمهورى اسلامى مجسم كنیم.

ذخیره‏اى بس گرانبها

او، عبد صالح و بنده خاضع خدا و نیایشگرِ گریان نیمه شبها و روح بزرگ زمان ما بود. او، الگوى كامل یك مسلمان و نمونه بارز یك رهبر اسلامى بود. او، به اسلام عزت بخشید و پرچم قرآن را در جهان به اهتزاز درآورد. او ملت ایران را از اسارت بیگانگان نجات داد و به آنان غرور و شخصیت و خودباورى بخشید. او، صلاى استقلال و آزادگى را در سراسر جهان سرداد و امید را در دلهاى ملل تحت ستم جهان زنده كرد. او، در عصرى كه همه دستهاى قدرتمند سیاسى براى منزوى كردن دین و معنویت و ارزشهاى اخلاقى تلاش مى‏كردند، نظامى بر اساس دین و معنویت و ارزشهاى اخلاقى پدید آورد و دولت و سیاستى اسلامى بنیان نهاد. او جمهورى اسلامى را ده سال در میان طوفانهاى سهمگین و حوادث سرنوشت ساز، قدرتمندانه اداره و حراست و هدایت كرد. و به نقطه‏اى مطمئن رسانید. ده سال رهبرى او براى مردم و مدیران ما، یادگارى فراموش نشدنى و ذخیره‏یى بس گرانبهاست.

امیر هواها و خواهش‏ها

حقیقتا براى انسان بزرگ و شخصیت بى‏نظیرى مثل امام عزیز و بزرگوارمان، جا دارد كه برگزیده‏ترین انسانها و هوشمندترین ذهنها و صافترین و پاك‏ترین دلها و جانها، از احساس تعظیم و تكریم، سرشار شوند. فرق است میان شخصیتى كه به خاطر مقام و سمت ظاهریش، مورد احترام و تجلیل واقع مى‏شود و كسى كه شخصیت و عظمت و عمق وجود و آراستگیهاى گوناگون او، هر انسان بزرگ و قوى و هوشمندى را به تعظیم و تجلیل و ستایش و تكریم وادار مى‏كند. امام عزیز ما، از این نوع انسانها بود.
امام (ره)، خصلتهاى گوناگونى داشت، بسیار خردمند و عاقل و متواضع و هوشیار و زیرك و بیدار و قاطع و رئوف و خویشتن دار و متّقى بود. نمى‏شد حقیقتى را در پیش چشم او واژگونه جلوه داد. داراى اراده‏یى پولادین بود و هیچ مانعى نمى‏توانست او را از حركت باز دارد. انسانى بسیار دل رحم و رقیق بود؛ چه در هنگام مناجات با خدا كه از خود بى‏خود مى‏شد و چه در هنگام برخورد با نقطه‏هایى از زندگى انسانها كه به طور طبیعى دلها را به عطوفت و رأفت وادار مى‏كند. انگیزه‏هاى نفسانى، جاذبه‏هاى مادى، هواها و هوسها، نمى‏توانست به قله رفیع وجود با تقواى او دست اندازى كند. او امیر هواها و خواهشهاى خود بود.

نكته اصلى در شخصیت معنوى امام

نكته اصلى این است كه اگر در مجموعه ذى قیمتى كه شخصیت معنوى امام (رحمت الله علیه) را تشكیل داده بود، عنصر عبودیت و اخلاص وجود نمى‏داشت؛ او به این موفقیتها نمى‏رسید. بنابراین، كارهاى انجام شده، خیلى عظیم‏تر از آن است كه شخصیتى با همه آن خصوصیات - منهاى ارتباط با خدا - بتواند آن كارها را انجام دهد.

حیات و ممات امام براى خدا بود

حیات و ممات این مرد بزرگ، براى خدا بود: «سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیّا»(1). قیامش، تبعیدش، آمدنش، زندگى پربركتش و از دنیا رفتنش، براى خدا بود.

علمدار اسلام ناب

روزى كه ما پشت سر امام عزیز و علمدار اسلام ناب، شعارهاى اسلام واقعى را مطرح مى‏كردیم؛ مى‏دانستیم كه دشمنها و قدرتها و ابرقدرتها، در مقابل ما صف آرایى مى‏كنند. در صدر اسلام هم همین‏گونه بود. آن روزى كه یهودیها و منافقان و كفار و مشركان، اطراف مدینه پیامبر را محاصره كردند و جنگ احزاب و خندق را به وجود آوردند، مؤمنین واقعى گفتند: «هذا ما وعدنااللّه‏ و رسوله»(2) این، چیز تازه‏یى نیست، خدا و رسولش به ما گفته بودند كه بدها و شریرها و فاسدها، علیه شما همدست خواهند شد. بنابراین، آنها چون صدق وعده الهى را دیدند؛ ایمانشان قویتر شد.

آرمانهاى بزرگ امام

آرمانهاى بزرگى كه امام (رحمت الله علیه) بیان مى‏كردند، عبارت بود از: مبارزه با استكبار جهانى، حفظ اعتدال قاطع در خط «نه شرقى و نه غربى»، اصرار فراوان بر استقلال حقیقى و همه جانبه ملت، (خودكفایى به معناى كامل)، پافشارى فراوان و تمام نشدنى بر حفظ اصول دینى و شرع و فقه اسلامى، ایجاد وحدت و همبستگى، توجه به ملتهاى مسلمان و مظلوم دنیا، عزت بخشیدن به اسلام و ملتهاى اسلامى و مرعوب نشدن در مقابل قدرتهاى جهانى، ایجاد قسط و عدل در جامعه اسلامى، حمایت بى‏دریغ و همیشگى از مستضعفان و محرومان و قشرهاى پایین جامعه و لزوم پرداختن به آنها. همه ما شاهد بودیم كه امام در این خطوط، مصرّانه و بدون تعلل، حركتش را ادامه داد. ما باید راه و اعمال صالح و حركت مداوم او را دنبال كنیم.
فرداى آن شبى كه امام عزیز (رحمت الله علیه) به جوار رحمت الهى پیوسته بودند، سحرگاه در حالت التهاب و حیرت، تفألى به قرآن زدم؛ این آیه شریفه سوره كهف آمد: «واما من امن و عمل صالحا فله جزاء الحسنى و سنقول له من امرنا یسرا»(3). دیدم واقعا مصداق كامل این آیه، همین بزرگوار است. ایمان و عمل صالح و جزاى حسنى، بهترین پاداش براى اوست.
اگر چه امام (رحمت الله علیه) عوامل و عناصر و مقدماتى كه وجود ظاهرى او را به وجود مى‏آورد و تشكیل مى‏داد، با خود برد؛ اما افكار، آرمانها، جهان بینى، هدفها، توصیه‏ها، راهها و ابزارها را در اختیار ما گذاشت. هم اكنون بخش عظیمى از شخصیت امام در اختیار ماست. آرمانهاى اعلام شده به وسیله او، برترین و بالاترین آرمانهاست. ما باید اینها را دنبال كنیم. ملتى كه این طور بر سر و سینه مى‏زنند و اشك مى‏ریزند و دل در سینه‏هاشان، تاب ماندن ندارد و هر كدام اگر مى‏توانستند همه دنیا را مى‏داند تا امام را لحظه‏اى دیگر به حیات بازگردانند؛ اینها دنبال افكار امام (رحمت الله علیه) هستند و او را به خاطر فكر و ایده و آرمان و راه و مجاهدت و مقاومتش دوست مى‏دارند. ما باید آرمانهاى این مردم و شما رزمندگان را نگه داریم.

محو در تكلیف شرعى

شخصیت امام تا حد بسیار زیادى به اهمیت و عظمت آرمانهاى او مربوط مى‏شد. او با همت بلندى كه داشت، هدفهاى بسیار عظیمى را انتخاب مى‏كرد.تصور این هدفها، براى انسانهاى معمولى دشوار بود و مى‏پنداشتند آن هدفهاى والا، دست نیافتنى هستند؛ لیكن همت بلند و ایمان و توكل و خستگى ناپذیرى و استعدادهاى فراوان و توانایى‏هاى اعجاب انگیزى كه در وجود این مرد بزرگ نهفته بود؛ به كار مى‏افتاد و در سمت هدفهاى مورد نظرش پیش مى‏رفت و ناگهان همه مى‏دیدند كه آن هدفها محقق شده است.
نقطه اساسى كار او، این بود كه در اراده الهى و تكلیف شرعى محو مى‏شد. هیچ چیز برایش غیر از انجام تكلیف، مطرح نبود. واقعا او مصداق ایمان و عمل صالح بود. ایمانش به استحكام كوهها مى‏مانست و عمل صالحش با خستگى ناپذیرىِ باورنكردنى، توأم بود. آنچنان در تداوم عمل، صبور و كوشا بود كه انسان را دچار حیرت مى‏كرد. به همین خاطر هدفهاى بزگ او وصول شد و امكان دست یافتن به قله‏ها، حتمى گردید.
جمهورى اسلامى، در حالى به وجود آمد كه هیچ كس در دنیا باور نمى‏كرد این نظام پابرجا بماند و بر دشمنان كینه ورز و قدرتمند خود، فایق آید. ما باید این راه را ادامه دهیم. آن چیزى كه از امام براى ما قابل تقلید است، هدفهاى او و حركت به سمت آن اهداف است. هیچ كدام از هدفها و آرمانهایى كه امام معین كردند، صرف‏نظر كردنى نیست. آن بزرگوار براى ملت ایران و انقلاب و نظام جمهورى اسلامى، بهترین و والاترین و اصیل‏ترین هدفها را انتخاب كردند و به زبان آوردند و آنها را در دهها اثر از ادبیاتِ مخصوصِ خود، ثبت كرده و حركت به سمت آنها را نشان داند.

نقش حضرت امام(رحمت الله علیه)در پیدایش انقلاب عظیم اسلامی

حُسن بزرگ امام این بود كه خودش را به عنوان یك شخص، مطرح نكرد و برای خودش هم در مسائل مربوط به اسلام و مسلمین، به عنوان یك شخص ، مطرح نبود. امام به عنوان یك انسان حل شده در اسلام و یك انسان دل داده به معارف الهی مطرح بود؛ كه از بن و دندان واز صمیم قلب، این معارف را پذیرفته بود و جزو جان او شده بود. او حاكمیت خدا را بر زندگی انسان قبول كرده بود؛ كما این كه درا ین زندگی شخصی خودش حاكمیت خدا را حقیقتاً ‍‍‍پذیرفته بود، عبد و مطیع خدا بود. حاكمیت الهی از این جا شروع می شود؛ اول دلمان را بندۀ خدا بكنیم ‌، خدا را بر دلمان و بر وجودمان حاكم بكنیم و بعد در سمت ایجاد حاكمیت «الله» بر كل فضای زندگی جامعه و كشور، حركت كنیم، تا بعد به دنیا برسیم. یك چنین انسان هایى می توانند كار بكنند و پیش بروند و امام ،‌حقیقتاًً در این میدان ، امام و رهبر الهی بود؛ لذا فریادی كه او سرداد ، فریاد اسلام و فریاد خدا بود و به بركت نام و راه خدا ، با دل ها رابطه برقراركرد و دل ها را در قبضه گرفت. همیشه همین جور است كه وقتی پای یك امر الهی به میان آمد، یافته های طاغوتی به خودی خود كنار زده می شوند. مهم این است كه آن امر الهی ،‌آن عزم و آن اقدام الهی ، قدم به میدان بگذارد؛« َفاِذا دَخَلتُموهُ فَاِنكُمْ غالِِبُونْ». كنار كه بنشیند، هیچ اثری ندارد. بزرگترین انسانها ،بالاترین تقدسها و دانش ها، وقتی وارد میدان نشود و كنار بنشیند ، همه امواج از روی سر او رد خواهد شد و عقب می ماند؛ اما وقتی كه آنچنان ایمان و عزمی ،آن چنان دانش و دل پر نور و با صفایِی وارد میدان شد، آن وقت «سحر با معجزه پهلو نزند ، دل خوش دار» هر سحری با آمدن معجزه، باطل میشود. وقتی عصای موسی وسط آمد،«اما جئتم به السحر»، آن چیزی كه شما به میدان آورده اید ، جادو و فریب است؛ حقیقت نیست . حقیقت، عصای موسی است ؛ وقتی وارد شد، همه آن سحرها مثل سایه ای كه در مقابل فروزش یك چراغ از بین میرود، از بین میروند. امام این كار را كرد؛ لذا دل ها جذب شد. بعضی تعجب می كنند؛ در تحلیل این پدیده مانده اند كه چطور شد در آن نظام فاسد و باطل كه همه عوامل فرهنگی، جوان ها را به سمت فساد سوق می داد، ناگهان جوان ها جلو آمدند و این انقلاب عظیم ، راه افتاد! علت، این است. این تحلیل جامعه شناسی و روان شناختی كاملاً واضحی هم دارد. امام با مركب وارد این میدان شد كه هر كه بر آن مركب ، سوارباشد ، می تواند همه خفتگان را بیدار كند.
بزرگترین هنر انقلاب كه امام، آن را فتح الفتوح انقلاب دانستند، نورانی كردن جوان ها بود
در خصوصیات مادی زندگی انسان، بعد از نعمت حیات، خصوصیت جوانی، خصوصیت خیلی مهمی است؛ لذا شما ببینید در روایات ما مكرر آمده است كه خدای متعال در روز قیامت ،نمی گذارد هیچ انسانی قدم از قدم بر دارد، مگر این كه درباره چهار چیز از او سؤال و مؤاخذه می كند، یكی از آن ها جوانی است؛ «جوانی را چگونه و در كجا صرف كردید؟» خدای متعال، این منبع انرژی و توان را كه در یك برهه از عمر ، به همه انسان ها داده می شود- بی استثنا همه از این دوره عبور می كنند- برای ذخیره سازی و ایجاد قاعده مستحكمی برای زندگی سعادتمند قرار داده است. بعد كه از این دوره گذشتید ،همت كارهای بزرگ در انسان ،كم می شود و انسان نمی تواند كارهای زیر بنایی را انجام بدهد، شخصیت سازی و خود سازی برای انسان، دشوار می شود. البته خدای متعال هیچ چیز را برای بشر –با این قدرت عظیمی كه به بشر داده- محال نكرده است؛ بالاخره هر كسی تا آخر عمر می تواند انواع كارها و تلاش های بزرگ را انجام بدهد؛ اما دشوار شدن كار بعد از دوره جوانی، و روانی و آسانی آن در دوره جوانی، یك حقیقت مهم است. بسیاری از مردم دنیا در طول تاریخ، در این برهه، دچار خسارت می شوند؛ یعنی جوانی را كه سرمایه ای زائل شدنی است، خرج می كنند ، بدون این كه با این خرج ، سرمایه گذاری مهمی برای آینده زندگی خودشان بكنند؛ بعضی به غفلت ، بعضی به شهوات، بعضی به برخی از امور مفید، اما بدون رعایت صلاح معنوی و روحی خودشان ، آن را صرف می كنند. بزرگترین هنر این انقلاب كه امام، آن را فتح الفتوح این انقلاب دانستند، این بود كه توانست جوان هایی را تربیت كند كه در دنیای مادی آلوده و از لحاظ اخلاقی، لجنزار، انسان هایی با دل های پاك و نورانی و با تصمیم های راسخ و هوشمندانه و خردمندانه راه بزرگان بشریت و راه سعادت بشر را انتخاب بكنند......این انقلاب، آن اكسیر بود؛ مس ها را طلا و فلزها و ظرفیت ها را عوض كرد. درست مثل همان كاری كه پیامبر در صدر اسلام كرد. وقتی مصعب بن عمیر در جنگ احد شهید شد، پیامبر بالای سر او آمد و گریه كرد- طبق آنچه كه در روایت و تاریخ هست- و به اصحابش گفت: این جوان در مكه- البته قبل از مسلمان شدنش- بهترین و زیباترین و فاخرترین لباس ها را می پوشید و با زیباترین آرایش ها در مكه می خرامید(به تعبیر من) و همه مرد و زن مكه به این جوان نگاه می كردند. جوانی طبق ارزش های جاهلی و غرق در همان ارزش ها، همه همتش در آن روز این بود كه لباس زیباتر و فاخرتری بپوشد و چهره جذابتری داشته باشد. اسلام این جوان را منقلب و تبدیل به یك قهرمان و یك آدم معنادار كرد؛ كه پیامبر قبل از اینكه از مكه به مدینه تشریف ببرند، برای اینكه یثربی های آن روز، قرآن را یاد بگیرند، این جوان را فرستاد. پیرمرد هم دور برشان داشتند ولی این جوان را فرستاد؛ او معلم قرآن اهل یثرب شد! در جنگ احد هم شهید شد؛ روی خاك های داغ بیابان افتاده بود، پیامبر ایستاد، به جسد مطهر او نگاه كرد و بنا كرد گریه كردن!
این انقلاب است؛ انقلاب ارزش ها یعنی این، یعنی آن چیزهایی را كه برای یك جوان، مهم است، تغییر میدهد. برای یك جوان، مهم این بود كه فلان عطر را بزند، فلان كفش را بپوشد، موهایش را فلان جور آرایش كند و در فلان خیابان، یك ساعت، دو ساعت را برود! نه به فكر پیشرفت و آبادانی كشور، نه به فكر اندكی آباد كردن و نورانی كردن دل خود! غرق در همین مسائل مادی، كه نقطه اوجش- فرضاً- یك شهوترانی در امور جنسی، یا در امور خوراكی بود!...... عزیزان من! جوانی، این گونه می گذشت؛ وانقلاب، آن را تبدیل كرد. مثل اینكه گوهر گران قیمتی به دست یك مشت بچه نادان بیفتد، در كوچه و خیابان ها با آن تیله بازی بكنند، بعد كسی بیاید و آن را قیمت گذاری و تمیز كند، و آن را در جای مناسب خودش مصرف كند. این جوانی، همان گوهر گران بهایی بود كه در فرهنگ و رژیم گذشته، بر اثر تبعیت كور كورانه از فرهنگ غربی، و برای این كه مصلحت سیاستمداران آن روز هم نبود كه جوان ها فكر كنند، چیزی بفهمند و در راه حقیقتی، در راه اصالت ها، در راه خدا، در راه معنویت و در خود سازی حركتی بكنند و برایش مایه دردسر بود، لذا استقبال می كرد كه جوان ها رو به فساد بیاورند! انقلاب آمد و آن گوه را به جوان ها شناساند؛ جنگ تحمیلی هم میدانی برای بروز این گوهر تابناك در وجود جوان ها شد؛ الحمدالله بعد از جنگ هم ادامه پیدا كرده است. من به شما می گویم بدانید كه دشمن؛ همین نقطه را هدف قرار داده است! اگر نورانی كردن جوان ها و متوجه كردن آن ها به اهمیت مصرف كردن جوان ها در راه ارزش های والا، نقطه فتح الفتوح انقلاب است، فتح الفتوح استكبار و ضد استكبار هم این است كه همین نقطه را از جوان ها بگیرد؛ باز جوان ها را سرگرم فساد، آلودگی، بد فهمی و بحث های پوچ و بیهوده شبه فلسفی كند كه هیچ حقیقتی پشت سرش نیست! فقط برای گفتگو كردن و سرو كله زدن و ساعتی وقت گذراندن- بدون اینكه هیچ فایده ای در آن باشد- و غافل كردن آن ها از حقیقت، از راه زندگی، از آرمان های انقلاب و از انتظاری كه این ملت و انقلاب از جوان ها دارد، به كار می رود!

پشتوانه پیروزی نهضت ما

درمورد مسئلــه محــرم و عــاشــورا بـاید بگویم که روح نهضت ما و جهت گیری کلی و پشتوانه پیـــروزی آن همین تــوجه به حضرت ابی عبـدالله (ع) و مسائـــل مربــوط بــه عــاشـورا بـــود. شایــد بــرای بعضی هــا این مسئله به قــدری ثقـیل به نظر برسد، لیکن واقعیت همین است. هیـچ فکــری حتی اگـــــر ایمـــان عمیقی هـــم همــراه آن بـــاشد، نمی توانست توده های عظیم میلیونی مــــردم رد آن چنـان حـــرکت بدهد کـــه در آن چنان حرکت بدهد که در راه انجام آن چه احساس تکلیف می کردند، در انــواع فــداکـــاری ذره ای تردیــد نداشته باشد.

تفکری که به فکرجدایی این حلقه بود

در آن روزهایی که مسائل اسلامی با دیدهای نو مطرح می شود و جاذبه های خوبی هم داشت و برای کسانی که با دین و اسلام سر و کار زیادی نداشتند، موضوع مبارکی هم بود و گرایش های نو در تفکـــر اسلامی چیزی بدی نبود، بلکــه بــرای عالم اسلام و به خصوص قشر جوان ذخیره محسوب می شد، یک گرایش شبه روشنفکـری به وجود آمـد که ما بیاییم مسائل ایمانی و اعتقادی اسلام را از مسائـل عاطفی و احساسی - از جمله مسائل مـربوط به عاشورا و روضه خوانی هــا و گــریه- جدا کنید شـــاید بسیاری در آن روزهـــا بـــودند کـه با توجه به این که در ماجرای ذکر عاشورا وروایت فداکاری ابا عبدالله چیزهایی وارد شده بود و احیاناً به شکل های تحریف آمیزی بیان می شد، این حرف برایشان مطلوب و شیرین بود و این گرایش رشدی کرد، لیکن در صحنه عمل، مــــا به وضوح دیدیم کــه تا وقتی این مسئله از طرف امام بزرگوارمان به صورت رسمی و علنی و در چهـــارچوب قضایــای عــاشورا مطرح نشد، هیچ کار جدی و واقعی انجام نگرفت.

نهضت ایـران در دو فصل به مسئله عاشورا گره خورد

امــام (ره) در دوفصل مسئلــه نهضت را بـــه مسئله عـــاشـــورا گـــره زدند، یکی در فصل اول نهضت- یعنی روزهای محــرم سال42 – کــه تریبون بیــان مسائل نهضت حسینیه هــا و مجالس و روضه خوانی و هیئت سینه زنی و روضه ی روضه خوان ها و ذکر مصیبت گویندگان مذهبی شد و دیگــــری فصل آخــــر نهضت یعنی محـــرم ســـال 57 بود که امـــام (رحمت الله علیه) اعلام فرمودند:
(( ماه محرم گرامی و بزرگ داشته بشود و مردم مجالس به پا کنند.)) ایشان عنــوان این مــاه را مـــاه پیروزی خون بر شمشیــرقرار دادند و مجدداً همان طوفان عظیم عمومی و مردمی به وجود آمد، یعنی ما برای نهضت که روح و جهت حسینی داشت با ماجرای ذکر مصیبت حسینی و یاد امــــام حسیــــن(علیه السلام) گره خورد.

تدبیرامام پیوند بـا نهضت حسینی

....مــا امـــروز به برکت آن نهضت و حفظ فرهنگ و روحیه آن نهضت در جامعــه خودمان این نظام را به وجود آوردیم. اگر در جامعه ما عشق به امام حسین (ع) و یاد ذکر مصائب و حـوادث عاشورا معمول و رایج نبود، معلوم نبود که نهضت با این فاصله زمانی . با این کیفیتی که پیروز شد به پیروزی نمی رسید.
این عـــامــل فـوق العاده مـؤثـــری در پیروزی نهضت بود. امــام بزرگـوار ما را همان هدفی که حسین بن علی (ع) قیام کرده بودند، از این عامل حداکثر استفاده را کردند.
امام (ره) با ظرافت، آن تصور غلط روشنفکر مابانه قبل از پیروزی انقلاب را که در برهه ای از زمـــان رایج بود، از بین بردند. ایشــان جهت گیری سیاسی مترقی انقلابی را با جهت گیری عاطفی در قضیه ی عاشورا پیوند و گره زدند و روضه خوانی و ذکر مصیبت را احیا کردند و فهماندند که این یک کار زائد و تجملاتی قدیمی و منسوخ درجامعه ما نیست.

نتایج محرم را در زندگی خود می بینیم

ما در آستـــانه محرم انقلاب و محرم امام حسین (ع) کــه یکی از محصولات آن نهضت، نظام جمهوری اسلامی است، قرار داریم. محرم دوان انقلاب با محــرم های قبل از انقلاب و دوران عمر ما و قبل از ما متفاوت است. این محرم ها، محرم هایی است که در آن معنا و روح جهت گیری واضح و محسوس است. ما نتایج محــرم را در زندگی خود میبینیم، حکومت و حاکمیت
و اعلای کلمه اسلام و ایجاد امید به برکت اسلام در دل مستضعفان عالم آثار محرم است.

وظیفه ما در قبال محرم و انقلاب

....حادثه را از پیرایه های مضر خالی کنید ....بعضی از پیرایه هادروغند و بعضی از نقل هـا خلاف می باشند، وقتی آن چه کـــه در بعضی ازکتــاب ها نوشته شده است، مناسب شأن و لایق مفهوم و معنای نهضت حسینی نیست، این ها را باید شناخت و جدا کرد. پرتپش و قدرتمند حادثه را حفظ کنیم. امــروز این حادثه پشتوانه یک نهضت است.
اگـــر امـــروز به مــــا بگویند ریشـــه ی این نهضتی کــــه بـــه وجود آورده اید، کجـــاست؟؟
مــا می گوییم ریشــــه اش پیـــامبــــر(ص) و امـیـــرالمـــؤمنین (ع) و امــــام حسین (ع) است. پس ایــن حــــادثـــه پشتـــوانـــه این نهضت است.
اگر ما ندانسته و بی توجه و از روی سهل انگاری حادثه را با چیزهاییکه جزو آن نیست مشوب کردیم،بـــه آن حادثـــه و نیز به انقلابی کــــه نــــاشی ازآن است خدمت نکردیم.

توقع و انتظار را در کنار وظایف قبول کنیم

این نظام مردمی به معنای تأثیر نه فقط اراده بلکه عمل آماده مردم در اقامه این نظام و بپا داشتن آن است. مردم بایــــد کمک کنند، البته زمــــام اداره ی کشوردست مسئول اجـرایی است، اما اگر کمک و حمـــایت و همکــاری و محبت و صبر مردم و منطقی نگریستن به قضایا از سوی آن ها وجود نداشته باشد، هیچ دست معجزه گریقادر به هیچ کار نیست.....
باید در این دوره و فصل جدید که امید های زیادی هم نسبت به آن وجود دارد و می بایست آن امید ها و انتظارات برآورده شوند، مردم به وظایف اساسی شان تذکر و توجه داده شوند.

انقلاب اسلامی، چقدر به اهدافش نزدیك شده است؟!

سئوال: در آغاز انقلاب اسلامی، این انقلاب ادعا هایی داشت؛ در حال حاضر بعد از گذشت حدود بیست سال، چقدر با آن ادعاها رسیده ایم؟
جواب: این سئوال مهمی است. این انقلاب بیش از ادعا، آرمان هایی داشت. انقلاب نیامده بود كه برای مردم پاسخگویی كند؛ انقلاب، انقلاب خود مردم بود. مردم برای تحقق آرمان هایی انقلاب كردند؛ این آرمان ها عبارت بود از ساختن یك ایران آباد و آزاد، داشتن مردم آگاه و برخوردار از عدالت اجتماعی، نجات از وابستگی و عقب ماندگی علمی و استبداد و قهری كه آن روز ب این مملكت حكمفرما بود. می پرسید مه چقدر به این اهداف رسیده ایم، من عرض می كنم كه تحقق این اهداف، تدریجی است؛ چیزهایی است كه باید برای آن تلاش و مجاهدت كرد و قدم به قدم پیش رفت. نظام اسلامی، یك نظام پیش ساخته مثل خانه های پیش ساخته نیست؛ نظامی كه باید آجر اجر و سنگ سنگ روی هم چید و آن را بالا برد. در اثنای این كار، طبیعی است كه مشكلاتی پیش بیاید. این مفاهیمی هم كه من گفتم عدالت اجتماعی، آزادی، معنویت؛ كه جزو مبانی این نظام اند مفاهیم ایستا و متحجری نیستند؛ این ها چیز هایی هستند كه بر حسب پیشرفت و اقتضائات زمان، ممكن است مصادیقشان تغییر پیدا كند. در اثنای این كار بسیار پرتلاش و پر زحمت، خیلی طبیعی است كه مشكلاتی پیش بیاید؛ چون به طور پیوسته و دائم بایستی مهندسی و معماری كرد و مراقب بود كه هیچ نقطه ای از این بنا بر خلاف جهت صحیح ساخته نشود. البته ممكن است گاهی اختلاف نظر و كمبود نیروی كار پیش بیاید و دشمن این بنا را به منجنیق ببندد و گوشه ای از آن را ویران كند؛ گاهی ممكن است فلان بنا یا عمله، در گوشه ای بنا، كاری نادرست انجام بدهد، كه باید رفت و آن را ترمیم كرد؛ گاهی ممكن است در كسانی كه خودشان معمار و سازنده بنا هستند، ضعف ها و تنبلی هایی وجود داشته باشد؛ همه اش هم این طور نیست كه بگوییم ضعف ها تحمیلی و از ناحیه دیگران است. بنابراین در ین راه، مشكلات فراوانی وجود دارد؛ كمبود مصالح، رفیق نیمه راه و آدم های طماع و قدرت طلب، بخشی از این مشكلات است. ما باید این نظام را بسازیم و ذره ذره و قدم به قدم پیش برویم. البته اگر از من بپرسید كه چقدر پیش رفته ایم؛ خواهم گفت ما زیاد پیش رفته ایم. همان طور كه گفتم، اگر كسی با گذشته این كشور آشنا باشد، خواهد دید كه ما خیلی پیشرفت كرده ایم. در این كشور مردم به حساب نمی آمدند، اما امروز مزدم محور تصمیم گیری ها هستند. معنویت در این كشور مورد تهاجم بود، سعی می شد معنویت ازاله بشود؛ اما امروز چراغ معنویت در بین مردم روشن و پر فروغ است. آن روزه عمداً به فساد كشانده می شدند. شاید شما شنیده اید كه رؤسای كشور و خانواده ها شان، مهمترین شركای باندهای مواد مخدر در این كشور بودند؛ اول بار آنها هروئین را با این كشور آوردند و پخش كردند؛ فساد و اعتیاد و بد بختی را به دست خودشان ترویج می كردند. امروز شما می بینید كه نظام، با همه وجود و با تلاش فراوان، در مقابل این مشكلات ایستاده كه همه دنیا هم كار او را تصدیق می كنند اما آن روز برای مسئولان كشور كارهای نمایشی در درجه اول بود. به روستاها، به جاده های روستایی، به برق رسانی روستایی، به بقیه چیزهایی كه در شهرهای دور بود، مطلقاً اعتنایی نمی شد. اسم می آوردند كه ما می خواهیم زبده پرورش بدهیم؛ اما در طول پنجاه سال، آن ها توانسته بودند حدود صد وپنجاه هزار دانشجو در این كشور داشته باشند. من در استان سیستان و بلوچستان تبعید بودم آن روز دقیقاً آمارش را می دانستم، اما الان درست یادم نیست گمانم در همه استان كه آن روز حدود ششصد، هفتصد هزار نفر جمعیت داشت، سه نفر لیسانسیه بودند! تعداد دیپلمه های آن استان بسیار كم بودند؛ مثلاً بیست نفربودند! امروز شما می بینید كه تمام شهرهای كشور دانشگاه دارند؛ حتی در خیلی از شهر دانشگاه های متعدد و دانشجویان فراوان و رشته های متنوع و پیشرفت های علمی فراوانی دارند.
من این مطلب را بارها گفته ام كه امریكایی ها هواپیمای جنگی و بقیه ابزارهای خودشان را به ما می فروختند؛ ولی اجازه تعمیر آن ها را به ما نمی دادند! البته داستان آن فروش ها داستان عجیبی است. آن روز صندوق مشتركی بین ایران و امریكا وجود داشت كه بنده اوایل انقلاب كه به وزارت دفاع رفتم و در آن جا مشغول به كار شدم، این را كشف كردم؛ بعد به مجلس رفتم و آن را پیگیری كردم، كه متاسفانه تا امروز هم امریكایی ها جواب نداده اند!
صندوقی با نام اختصاری داشتند كه دولت ایران پول را درآن صندوق می ریخت؛ اما جنس و نوع جنس و برداشت پول را امریكایی ها به عهده داشتند! وقتی انقلاب پیروز شد، میلیاردها دلار در این صندوق بود كه هنوز امریكایی ها جوابی نداده اند و آن پول را به ملت ایران بر نگردانده اند. وقتی همین وسیله پرنده به ایران می آمد، بعد ا متی محتاج تعمیر می شد. شما خیال می كنید این جا تعمیر گاه و كارگاه و امثال این ها داشتند؟ ابداً آن قطعه ای كه خراب شده بود و آن را از داخل هواپیما بیرون آورده بودند چون قطعه های بزرگی وجود دارد كه گاهی خودش مركب از ده ها قطعه است اجازه نمی دادند كه در اینجا باز بشود و روی آن تعمیری صورت گیرد؛ با هواپیما به امریكا می بردند و آن را با قطعه ای جدید عوض می كردند و مجدداً با ایران باز می گرداندند! با این ملت، این طوری رفتار كرده بودند. امروز ملت ایران دارد مثل همان هواپیما را می سازد. هواپیمای «تندر»ی كه پرسنل ما ساخته بودند، پرواز كرد؛ این وضعیت اصلاً با آن دوره قابل مقایسه نیست. بنابراین ما پیشرفت زیادی كرده ایم؛ منتها اگر از من بپرسید كه آیا به این حد قانعم، پاسخ من این است: ابداً. ما هنوز راه زیادی داریم؛ هم به عدالت اجتماعی كه اسلام از ما خواسته است و اسلام در این خصوص خیلی سختگیر است هم به آن سطحی از آزادی كه ملت ایران مستحق و شایسته آن است، هنوز نرسیده ایم. ما هنوز كار داریم؛ این راه، راهی طولانی است. این كه من بارها می گویم خودتان را آماده كنید، برای همین است. شما باید این راه را طی كنید؛ این راه هم راهی است كه رد هر كیلومترش تابلوی «توقف ممنوع» نصب شده است؛ لذا در این راه نباید توقف كرد. سربازان عدالت اجتماعی باید خستگی ناپذیر باشند. آن كسانی كه در این راه های طولانی و آرمانهای بزرگ حركت می كنند، باید خستگی حس نكنند. ملت، این گونه به سیادت و آقایی و آرمانهای خودش می رسد. هیچ ملتی با تنبلی به سیادت و سعادت نمی رسد. بزرگترین مصیبت برای یك ملت این است كه بگوید چون ما نتوانستیم همه هدف های خود را تامین كنیم، پس ولش؛ نخیر، بایستی هدف را دنبال كرد

پیروزی انقلاب ما به بركت صفا و خلوص مردم بود

در اسلام، نقطه اصلی و محوری برای اصلاح عالم، اصلاح نفس انسانی است. همه چیز از این جا شروع می شود. قرآن به نسلی كه می خواست با دست قدرتمند خود، تاریخ را ورق بزند، فرمود«قوا اَنفُسَكَمْ »، «عَلیكُمْ اَنْفُسَكُمْ». خودتان را مراقبت كنید، به خودتان بپردازید و نفس خودتان را اصلاح و تزكیه كنید؛ «قَد من اَفلَحَ مَنْ زَكّاها». اگر جامعه اسلامی صدر اسلام، از تزكیه انسانها شروع نشده بود و در آن به اندازه لازم، آدم های مصفا و خالص و بی غش وجود نداشتند، اسلام پا نمی گرفت، گسترش پیدا نمی كرد، بر مذاهب مشركانه عالم پیروز نمیشد و تاریخ در خط اسلام به حركت نمی افتاد. اگر انسان های مزكا و مصفا نباشد جهاد نیست. انقلاب مه كه پیروز شد، به بركت صفا و خلوص و اخلاص و كار برای خدا و بلند شدن از سر منافع مادی و شخصی بود. مقاومت در جنگ تحمیلی هم همین طور بود.

اهمیت و جلوه اسلام در ابعاد جهانی

من در زمان ریاست جمهوری،‌ در كنفرانس غیر متعهد ها در زیمبابوه شركت كردم. كنفرانس غیر متعهدها عمدتاً در اختیار چپ ها بود. البته دولت های متمایل به غرب و امریكا هم در آن جا بودند؛ اما كارگردان عمده یكی رابرت موگابه بود، یكی فیدل كاسترو كه این ها چپ بودند و بقیه روسای جمهور چپ دنیا كه طرفدار شوروی بودند، حضور داشتند و عمده كارگردانی در دست این ها بود. من رفتم در آن جا سخنرانی كردم. سخنرانی من صد در صد ضد امریكایی و ضد استكباری بود. حقایق انقلاب، حقایق كشور، جرایم امریكا، جرایم علیه ملت ایران، مسائل مربوط به جنگ تحمیلی و امثال این ها را گفتم. بعد با همان صراحت و شدت، به تجاوز شوروی به افغانستان حمله كردم؛ این ها مبهوت مانده بودند! یكی از همان روسای جمهور چپ به من گفت، تنها غیر متعهد در این كنفرانس، ایران است. ببینید، نظام اسلامی در ابعاد جهانی، این طور اهمیت و جلوه پیدا می كند و حتی دشمنانش مجبور می شوند به او احترام كنند.

انقلاب، ما را زنده كرد و به ما شخصیت و احساس هویت داد

جامعه ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی احساس هویت كرد؛ یعنی شخصیت خودش را باز یافت. ما به عنوان جزء نود و نهم در امواج جهانی غرق و گم بودیم؛ انقلاب ما را زنده كرد و به ما شخصیت داد. انقلاب به ما آموخت كه یك ملت می تواند در اساسی ترین مسائل جهانی، سخن و موضعی داشته باشد و آن را با صراحت و بدون توجه به این كه قدرتمندان و قلدرهای عالم چه می خواهند، ابراز كند و پی آن بایستد. ارزش یك ملت در جامعه بین الملل به این چیزهاست، نه به دنباله روی كوركورانه؛ آن هم نه از چیزهای خوب، بلكه از نقاط منفی. برای یك ملت، بله قربان گوی دولت های گردن كلفت تر و قوی تر و تروتمند تر بودن ارزش نیست؛ این را انقلاب به ما داد؛ این به بركت اسلام به ما رسید. الان هم با تمام قدرت ، نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران در صحنه جهانی به عنوان یك ملت شجاع كه در زمینه مسائل گوناگون صاحب ایده اید، مطرحند.

اسلام و انقلاب به ما جرأت و قدرت تحرك و جوشش علمی بخشید

ما از لحاظ علمی، عقب مانده و عقب نگه داشته شده بودیم. بیش از پنجاه سال، تحرك و جوشش علمی در بعضی از بخش ها تعطیل بود. این كشور كند بود، موانعی كه به وجودآورند، برای این ملت مثل سم كشنده ای بود. باور را از ملت ما گرفتند. ملت و نخبگان و مغزهای ما را به هر آنچه از بیرون این مرزهاست، آن چنان دلبسته كردند كه اصلاً كسی این مجال و این جرأت و این شجاعت را پیدا نكند كه فكر كند می توان بر خلاف آن حرف ها یا غیر از آن حرف ها و آن نظریه ای ارائه كرد. ما هنوز هم تا حدودی گرفتار آن حرف ها هستیم. البته اسلام به ما خودباوری داد ئ انقلاب به ما جرأت بخشید. آنچه امروز مشاهده می كنیم، نتیجه همین جرأت است؛ باید این جرأت را تقویت كرد و پیشرفت.

مهمترین مسئولیت رهبری، سیاست گذاری كلی نظام است

وظایف و مسئولیت های رهبری، همان چیزی كه در قانون اساسی آمده است. رهبری، سیاستگذار كلی نظام محسوب میشود؛ یعنی همه قوای سه گانه باید در چهارچوب سیاست های رهبری برنامه ریزی كنند و سیاست های اجرایی خودشان را تنظیم نمایند. حركت و قواره ی كلی نظام باید در چهار چوب سیاست هایی باشد كه رهبری معین می كند؛ این مهمترین مسئولیت رهبری است.

ویژگی مورد نیاز یك مسئول در نظام جمهوری اسلامی

آن كسی كه به مجلس می رود، یا به هر مسئولیت دیگری در نظام جمهوری اسلامی می رسد، اگر فاسد، بیگانه پرست و در خدمت منافع طبقات برخوردار جامعه بود، دیگر نمی تواند نقشی را كه ملت و طبقات محروم می خواهند، ایفا كند. اگر آن شخص انسان معامله گر، رشوه و توصیه و مرعوبی بود، در مقابل تشر تبلیغات و سیاست های خارجی جا زد، دیگر نمی تواند مورد اعتماد مردم قرار بگیرد و برود آن جا بنشیند و تكلیف ملك و ملت را معین كند. این شخص غیر از كفایت ذاتی و دانایی ذاتی، به شجاعت اخلاقی، تقوای دینی و سیاسی و عقیده درست هم احتیاج دارد.
تا این تاریخ ‌، هیچ حكومتی مثل حكومت فعلی ایران، در این سرزمین نبوده است
شما این را بدانید كه تا این تاریخ، هیچ حكومتی مثل حكومت فعلی ایران، در این سرزمین نبوده كه به رای و خواست و عاطفه مردم متكی باشد؛ من این را به طور یقین می گویم و آن را ثابت می كنم. البته حكومت هایی بوده اند كه ستایش كردن، یك حرف است؛ ایمان و باور و عاطفه مردم در اختیار یك حكومت بودن، یك حرف دیگر است؛ این متعلق به جمهوری اسلامی است؛ این به بركت انقلاب و تكیه به مردم است؛ الان هم همین طور است، این را بنده با افتخار تمام عرض می كنم. در این جا اقبال مردم، با فرعونیت و احساس خود برتر بینی زمامداران همراه نشده است. بنده كه الان دارم با شما حرف می زنم یك سر سوزن در خودم احساس كبریایی ندارم الحمدالله رب العالمین سایر مسئولان كشور هم این گونه اند؛ رئیس جمهور هم ندارد، رئیس مجلس هم ندارد، رئیس قوه قضائیه هم ندارد؛ اصلا و ابدا چنین چیزی وجود ندارد. مسئولان ما می دانند كه امانت خدا در دست آن هاست، امروز چند صباحی وجود دارد، اما فردا نیست. مسئولان بر عهده خودشان وظایفی قائلند؛ این مربوط به این كشور است.
اگر كسی ادعا كند و بگویید نظام اسلامی ما هیچ عیبی ندارد، گزاف گفته است
اگر كسی در مقابل این جوان ها ادعا كند و بگوید نظام اسلامی ما هیچ عیبی ندارد و همان قالبی را كه اسلام خواسته، ما داریم پیاده می كنیم، گزاف گفته است، به هیچ وجه این طور نیست. خود ما انسانهای ضعیفی هستیم. وقتی كسانی اسم مبارك امیرالمومنین (علیه السلام) یا اسم مبارك ولی عصر(روحی فداه) را می آورند، بعد اسم ما را هم دنبالش می آورد، بنده تنم می لرزد. آن حقایق نور مطلق، با ما كه غرق در ظلمتیم، خیلی فاصله دارند. ما گیاه همین فضای آلوده دنیای امروزیم، ما كجا، كمترین و كوچكترین شاگردان آن ها كجا؟ ما كجا و قنبر آنها كجا؟ ما كجا و آن غلام حبشی فدا شده در كربلای امام حسین كجا؟ ما خاك پای آن غلام هم محسوب نمی شویم.
اما آنچه كه حقیقت است، این است مه ما به عنوان مسلمانی كه راهمان را شناخته ایم، تصمیم خود را گرفته ایم و نیروی خود را برای این راه گذاشته ایم و به همه وجود در راه داریم حركت می كنیم و ادامه خواهیم داد. نواقصی در كار ما وجود دارد؛ همه این نواقص هم قابل حل است.




نوع مطلب : امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی از منظر مقام معظم رهبری، 
برچسب ها : امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی از منظر مقام معظم رهبری(2)،
سه شنبه 12 بهمن 1389 :: نویسنده : سید منوچهر احمدی


درباره وبلاگ

به عنوان مدیر وبلاگ امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما عزیزان قرار گرفته باشه .
مدیر وبلاگ : سید منوچهر احمدی
نظرسنجی
چه امتیازی به مطالب این وبلاگ مدهید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
تماس با ما