تبلیغات
دهه فجر - دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی(2)
دهه فجر
دهه فجر بر تمام فجر افرینان مبارک باد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

4 - بیگانه بودن نظام حاكم بامردم

دوئیـت و تـضاد نظام با رعیت از شرأط اساسى هر انقلاب است زیرا اگـر طـبقه حاكم و سیاستمداران و كارگزاران نظام با مردم هماهنگ بـوده و خواسته هاى مشروع و به حق مذهبى , سیاسى و اجتماعى و ...
مـردم را بـرآورده نموده و بدلخواه رعیت حركت نمایند و به تعبیر دیگر قدرت سیاسى با قدرت اجتماعى هماهنگ بوده ودوشادوش هم حركت نـمایند عملا نارضأى تحقق پیدا نمى كند تاموجب انقلاب گردد (البته در هـر جــامـعه اى حـكومت هـر چـند كـه مـردمى بـاشد عـده اى از آن نـاراضى اند ولـى بـا طـرفدارى اكثریت قاطع از حكومت از اقلیت كارى ساخته نیست).
امـا اگر جامعه بصورت دوقطبى در آید مسیر طبقه حاكم غى از مسیر طبقه رعیت ومردم باشد آنهم در حدى كه امكان التیام و نزدیكى آن دو از بـین بـرود ایجاد یك تحول سیاسى , بصورت اجتناب ناپذیرى , خودنمأى كرده و ضرورى احساس مى گردد.
همان گونه كه بر كسى مخفى نیست در سالهاى اخیر و بخصوص در دوران سـلطنت پهلوى (پـدر و پـسر) قـدرت سیاسى حاكم آنچنان از جامعه و مـردم خـود جـدا شده وراه جدأى در پیش گرفته بود كه دیگر براى كـسى جاى تردید باقى نگذاشته بود كه نظام حاكم با تركیب خاص خود ابدا امكان بقا و حیات نداشت زیرا نه رژیم قدرت توانأى تغییر و بـالا بردن كارآئى خود را داشته و نه مردم آمادگى تمكین و پذیرش باآنها را.
بـنابراین جامعه ایرانى به مرحله اى انفجارآمیز رسیده بود كه هر حـادثه و حـركتى مى توانست وضع موجود را به هم ریخته و حركت عادى جـامعه را مـتوقف و مـختل نماید و هر تلاشى هم كه نظام حاكم براى مـرحم گـذاردن بـر زخـمهاى موجود و ترمیم شكاف میان مردم و نظام انـجام مى داد بیهوده بود و از نظر آگاهى نیز مردم به سطحى رسیده بـودند كـه دیـگر امكان فریب آنان نبود لذا مردم دنبال بهانه و سـوژه اىمى گشتند و بـا كـمترین بهانه به خیابانها ریخته و فریاد مرگ بر شاه سر مى دادند.

5 - استبداد خشن

از آنجا كه حكومتهاى دست نشانده ابرقدرتها پایگاه مردمى نداشته و از پـشتوانه ملى و میهنى برخوردار نبوده بلكه همواره مردم را در مـقابل خـود مى بینند رفتارشان در عین اینكه در مقابل اربابان ذلـیلانه و زبـونانه اسـت در بـرابر مردم ژست قدرت گرفته و نهایت خشونت وحشى گرى را از خود نشان مى دهند تا بدینوسیله زهرچشمى از مـردم گرفته باشند تا مبادا آنان به فكر حركتى افتاده و دست به نـهضت وقـیام بـزنند و آنـان را از اریـكه قـدرت به زمین آورند كـشتارهاى بى رحمانه و ارزش قأل نبودن براى خون مردم و زندانهاى مـخوف و شكنجه هاى كذأى سیاسیون همه وهمه شاهد بر این مدعا است معلوم است كه چنین وضعى نمى تواند دوام داشته باشد و بالاخره روزى مردم به تنگ آمده و به زندگى ننگین چنین حكومتى خاتمه مى دهند.

6 - تحقیر شخصیت انسانى

یـكى دیـگر از مظاهر ستمشاهى و انحطاط دوره 50 ساله و بخصوص در 25 سال اخیر رفتارى بود كه در مورد شخصیت انسانى فرد فرد ایرانى انجام مى یافت.
در ایـن نظام بى ارزش ترین چیز انسان و شخصیت انسانى بود صرف نظر از ایـن كه آزادى هـمه را سـلب كـرده و همگان را به صورت برده خویش درآورده بـودند در هـمان بردگى نـیز براى كسى به اندازه یك برده ارزش و شخصیت و اظهار وجود قائل نبودند.
ایـن رفـتار از شخص شاه نمودار بود . افراد خائنی را بـراى پـستهاى كلیدى و حـساس هـمچون نخست وزیرى انتخاب مى كرد (هـویداى بـهایى حـدودچهارده سـال) حزب واحد اجبارى كه پیشنهاد مى نمود (حزب رستاخیز) . ژسـتهایى كـه در وسایل ارتباطى در برابرمردم مى گرفت سخنان بـى ادبانه و خارج از نزاكتى كه در مناسبات مختلف درباره رهبران دیـنى و مـذهبى مى گفت تناقضاتى كه در رفتارش پیدا مى شد از سوئى بـه مساجد حـمله مى كرد و قرآنها را مى سوزاند و از سوى دیگر قرآن چـاپ كـرده و درحـرمها و امـاكن مقدسه ظاهر مى شد و اظهار قداست مى كرد از سوئى دم از احترام به علم و دین مى زد از سوى دیگر علما دین را در زیر شكنجه ها مى كشت و ...
هـمه ایـنها نمودارهایى بود كه ما از آن به تحقیر شخصیت انسانى یاد كردیم یعنى آنان مردم را همچون مرده متحرك مى پنداشتند كه سر از هـیچ چـیز در نـیاورده و همه برده آنان بوده و هر چه كه آنان كـرده و گـفته اند باید بى چون و چرا مورد پحیرش قراردهند لذا به نـصـیحت و مـوعـظه خـیرخواهانه احـدى حـتى مـراجع تـقلید شـیعه گـوش نمى دادند و نـه تـنها گوش نمى دادند بلكه اجازه نصیحت و سخن نـمى دادند و هـر كه سخنى مى گفت سرنوشتش زندان شكنجه تبعید و قتل بود ... معلوم است كه چنین وضعى دوام نخواهد آورد و بالاخره مردم به حركت آمده و دست به قیام مى زنند وبساط شان را جمع مى كنند.

7 - كاپیتولاسیون

كـاپیتولاسیون یـا قـضاوت كـنسولى مسئله اى است كه بیش از یك قرن اسـتقلال وحـاكمیت ایـن سرزمین اسلامى را متزلزل ساخته بود و دست اجـانب و بـیگانگان راسـالها در ایـن كـشور براى جنایاتشان باز گـذاشته بـود و كـردند آنچه كه كرده اند كه قلم ازوصف آن عاجز و شرمنده است و بالاخره در سال 1306 شمسى این قرارداد ننگین از طرف مـجلس شوراى ملى ایران لغو و بى اعتبار اعلام شده و به همه دولى كـه حـق استفاده از ایـن قـانون را داشته اند ابلاغ شد ولى در سال 1343 شـمسى دولـت كـاملاوابسته ایـران در صـدد احیا كاپیتولاسیون بـرآمده و قـانونى را از مـجلس گـذراند كـه مستشاران آمریكایى و نظامیان وابسته و اعضا خانواده و خدمه آنها اعم از نظامى وغیره از امتیازات و مصونیتهاى مامورین سیاسى پیش بینى شده در قرارداد ویـن برخوردار بـوده و از شمول قوانین قضأى ایران معاف باشند و در صـورت نـقضآشكار قـوانین و ارتـكاب جرم هم امكان تعقیب آنان نبوده و از هرگونه احتمال مجازات مصون بمانند...
و ایـن هـمان موضوعى است كه امام خمینى(رحمت الله علیه) علیه آن در چهارم آبـان 43 آن سـخنرانى تـاریخى خـود را خـطاب بـه مـراجع تقلید و ارتـشیان و هـمه طبقات مردم درشهر مقدس قم ایراد فرموده و همین سخنرانى باعث تبعید امام به تركیه شد لذا امام در شب 13 آبان در مـنزلش دسـتگیر شده و به تهران و از آنجا به تركیه انتقال داده شـدو ایـن قانون كاپیتولاسیون بحق خشم امام وامت را برافروخته و یـكى از عـوامل محرك انـقلاب بود یعنى مردم دیگر بطور جدى حس خطر كـرده بـودند و امام این خطر را به همه اعلام كرده بود كه هستى و عزت و عظمت این ملت پایكوب شده است.

8 - روحانیت

در بـین علل و عوامل انقلاب نقش روحانیون و علما مذهبى در رهبرى وسازماندهى حركتهاى انقلابى بیش از عوامل دیگر به چشم مى خورد هر چند كه روحانیون بخشى از ملت اسلامى و طبقه اى از همین مردمند ولى بـخاطر نـقش اساسى كه در انقلاب داشتند و بخاطر ویژگیهاى خاصى كه در روحـانیت شـیعه وجود داشـته و آنـان را از بقیه رهبران مذهبى دیـگر مـمتاز مى سازد در رابطه با آنان دراینجا بطور اختصار بحث مى شود و در رابطه با نقش مردم در آینده در یك درس جداگانه بررسى بعمل خواهیم آورد.
روحـانیت شـیعه داراى ویـژگیهایى اسـت كه در بقیه رهبران مذهبى وجـود ندارد وهمان ویژگیهایشان باعث استقلالشان بوده و در نتیجه هـرگاه خـواسته اند عـلیه حاكم جبارى وارد عمل شوند به راحتى دست بـكار شـده و از تـهدید حـكام ستمگرنمى هراسیدند و ما اینك بطور اختصار به آن ویژگیها اشاره مى كنیم:
1 - جایگاه اجتماعى روحانیون
اكثر قریب به اتفاق روحانیون از میان طبقات فقیر و محروم جامعه و اغـلب ازروستاها برخاسته و درد و رنج توده هاى اجتماعى را لمس كـرده و بـا آن بزرگ شده اند درحالى كه طبقات تحصیل كرده روشنفكر كـه در بـسیارى از حركتهاىسیاسى , اجتماعى , رهبرى مبارزات ملى را بـعهده مـى گیرند خود طبقه ممتایزى رابا فرهنگ خاص خود تشكیل مـى دهند كـه از توده مردم جدا شده و حتى ارتباطمعنوى خود را با آنـهـا از دسـت مــى دهـند و روحـانیون بـه عـكس آنـان از مـیان مردم برخاسته و در میان مردم و همانند آنها رشد و نمو كرده و با درد آنـها آشـنایند و هرگزرابطه فرهنگى و معنوى خود را با آنها از دست نمى دهند.
2 - استقلال اقتصادى
بـرخلاف رهبران مذهبى جهان اعم از رهبران مذهبى مسیحى و كلیمى و روحـانیون اهل سـنت كـه مـعمولا بـه استخدام دولت درآمده و امرار معاششان به حقوق ومزایایى بستگى دارد كه از دولت دریافت مى كنند روحـانیون شـیعه داراى استقلال مالى از سیستم سیاسى بوده و تامین مـعاش آنان به كمك هاى مختلفى بستگى داردكه از طریق وجوهات شرعى دریافتى از مردم مسلمان و معتقد تامین مى گردد بطورطبیعى استقلال مـالى از سیستم سیاسى و تامین معاش بوسیله مردم به روحانیت شیعه كـمك كـرده اسـت كـه بـتواند فـارغ از هر نوع نگرانى و دغدغه اى فـعالیت هاىسیاسى مـذهبى خـود را بـر پایه خواسته هاى مرم مسلمان انجام دهد و آنچه خود به عنوان وظیفه الهى تشخیص داده عمل نماید و در جـهت گـیریهایش جهت مردم و پابرهنگان جامعه را انتخاب نماید بـر خلاف روحانیونى كه حقوق بگیر نظام حاكمنداین كارها به آسانى براى آنان میسر نبوده و عملا نیز چنین نشده است.
3 - ارتباط با مردم
از آنـجا كـه در مـكتب تـشیع باب اجتهاد باز بوده و این خود نه تـنها موجب رشد وشكوفأى دأمى فقه شیعه شده است بلكه به مسئله اجتهاد و تقلید در مكتب تشیع ضرورت و اهمیت خاصى بخشیده است.
انـسانهاى مسلمان یا باید خود مجتهد و آگاه به تمام مسأل فقهى بـاشند و یـا ایـنكه ازمـجتهد جـامع الـشرأط كه به مرجع تقلید معروفند و صاحب رساله عملیه مى باشندتقلید نمایند.
بـه خاطر عـدم دسترسى همه مردم در نقاط مختلف كشور به مرجع تقلید طبیعى است روحانیون نقش رابط و منتقل كننده افكار و نظریات آنها را داشـته و بـدون آنـكه سلسله مراتبى خاص بوجود آورند به عنوان واسـطه مـیان رهـبران مذهبى و مردم نقش مهمى را بر عهده مى گیرند نـظرات و فـتاواى مـراجع را در مـساجد و منابر درهمه نقاط كشور بـراى مـردم بـازگو كـرده و در مـقابل مـسأل و مـشكلات مردم را به رهبران مذهبى منتقل مى كنند.
بـا تـوجه بـه مراتب فوق روحانیون شیعه توانسته اند با كسب قدرت ویـژه نـقش حساس و مهمى را در حركتهاى سیاسى , اجتماعى قرن اخیر بـازى نمایند و به همین دلیل است كه هر زمان روحانیت شیعه ایران بـا قـدرت سـیاسى حاكم به مبارزه پرداخته اند قدرت سیاسى حاكم به مـبارزه پـرداخته اند قـدرت سـیاسى نـبرد را بـاخته است لذا قدرت روحـانیون هـیچگاه قـابل مقایسه با قدرت رهبران سیاسى غیرمذهبى نـیست و هـمین امـر مـوجبات برانگیختن رشك و حسد آنها شده و در عـین نیازى كـه بـه آنها داشته اند هر زمان كه توانسته اند در حذف آنها و خیانت به آنها دریغ نكرده اند.
بـه هـر حـال بـخاطر همین امتیازات كه برشمرده شد روحانیت شیعه حركتها آفریده وحماسه ها رقم زده و در صحنه سیاست در هر زمان كه خـواسته وارد شـده و بـخوبى از عـهده آن بـرآمده است ولى به قول اسـتاد شـهید مـرتضى مـطهرى روحـانیت اهـل سنت به خاطر وابستگى شان نـتوانستند چـنین حماسه ها بیافرینند و در تاریخ جهان تسنن جنبشى مـانند جـنبش ضـد استعمارى تنباكو به رهبرى رهبران دین كه منجر بـه لغو امـتیاز انـحصار تـنابكو در ایران شد و استبداد داخلى و اسـتعمار خارجى هر دو به زانو درآمدند و یا انقلابى همانند انقلاب عراق كه علیه قیمومت انگلستان بر كشوراسلامى عراق بود و منجر به اسـتقلال عـراق شـد و یا قیامى مانند قیام مشروطیت ایران كه رژیم سـلطنتى اسـتبداد وى را بـه مشروطه تبدیل كرد و با نهضتى اسلامى بـه رهبرى رهـبران دیـنى مـانند آنـچه كه امروز در ایران مى گذرد (انقلاب اسلامى)مشاهده نمى كنیم.ایـنجاست كه ما روحانیت شیعه را یكى از برجسته ترین علل و عوامل انقلاب وپیروزى انقلاب مى دانیم.

9 - دستگیرى رهبر انقلاب و دیگر سران نهضت

پـس از شـروع نـهضت و مـخالفت امـام بـا شـاه و رژیم و سخن رانى شـدیداللحن امـام وحمله به شخص شاه در عاشوراى سال 42 و رساندن روحـانیون پـیام امام را درهمان عاشورا (بر اساس نقشه قبلى) به مـردم در سـراسر كـشور رژیـم دسـتوردستگیرى امـام و بـسیارى از روحانیون طرفدار نهضت را صادر مى كند و امام در شب12 محرم مصادف بـا 15 خــرداد 42 در قـم نـیمه شـب دسـتگیر شـده و بـه تـهران بـاشگاه افسران و سـپس در غـروب 15 خـرداد خـونین به پادگان قصر مـنتقل مـى شود كه حدود19 روز یعنى تا 4 تیر ماه 42 در آن زندان بسر مى برد و با این عمل شنیع و تجاوزآشكار به حریم مقدس مرجعیت (كـه طـبق قـانون اسـاسى نـظام طـاغوت نیز مرجع تقلید از مصونیت قانونى برخوردار بوده است) و دستگیرى بسیارى از روحانیون سرشناس در قـم و تـهران و طـلاب جوان و گسیل داشتن آنان به زندان مراجع تقلیدقم و مشهد و تهران به حركت درآمده و در تهران تجمع كرده و خواستار آزادىبى قید و شرط امام شده بودند.
مـردم نـیز در قم و تهران هرجا كه دستگیرى امام را شنیده بودند دسـت به تظاهرات وتحصن علیه رژیم زده هر چند كه آن روز در اكثر شهرها به خاك خون كشیده شده بودند در مجموع این دستگیرى به نوبه خود در به حركت درآوردن مردم نقش بسزأى داشته و در تشدید انقلاب نقش مهمى را ایفا كرده است.
بـه هـر حـال ایـنها و ده ها علل و عوامل دیگر كه در اصل پیدایش انقلاب و اوج وپیروزى آن سهیم بوده و نقش داشته اند.

نقش زنان در پیروزی انقلاب اسلامی

گفتن از انقلاب و روزهای آتش و خون حماسه در ایام دهه فجر، رسم چند سالة رسانه‌ها شده است و بعد هم حکایت تعطیلی این فصل از تاریخ تا بهمن سال اینده!
شاید ننوشتن در چنین فضای تکراری و کلیشه‌ای، بهتر از نوشتن باشد، اما با طرح حضور مردان در صحنه‌های انقلاب و پخش تصاویر مختلف از حماسة آنان در شبکه‌های مختلف تلویزیونی و عدم پرداختن شایسته به حضور زنان و دختران و به عبارت بهتر، نقش خانواده‌ها در انقلاب ضروری می‌نماید که به نقش بانوان بیش‌تر توجه شود.
امام خمینی(رحمت الله علیه) که همواره نقش زنان را در انقلاب مورد توجه قرار داده و در عصر استفادة ابزاری از زن در تبلیغات و تجارت، سخن از کرامات آنان به میان می‌آورد، می‌فرمود: «از دامن زن، مرد به معراج می‌رود.» و این سخن شیوا در اوج مبارزات و کوران انقلاب معنا می‌یابد. آنجا که زنان، مردها را برای شرکت در تظاهرات، شکستن حکومت نظامی، پخش اعلامیه و حتی مبارزات مسلحانه تشویق می‌کردند.
آری نوشتن از حال و هوای آن روزها، گفت‌وگو با کسانی را می‌طلبد که آن حال و هوا را درک کرده باشند، واقعیت آن روزها را لمس کرده باشند و اکنون در مواجهه با استحاله‌ای که در حال وقوع است دردمندانه سخن بگویند.
خانم توکلی از این دسته افراد است. وی با بیان این‌که آن روزهای خون و حماسه هیچ‌گاه فراموش نمی‌شوند، می‌گوید: سهم زنان و دختران در پیروزی این انقلاب، کمتر از سهم مردان نبوده است، اگرچه زنان و دختران هم‌پای شوهران، پدران و برادران خویش در فعالیت‌های انقلابی هم‌چون نوشتن شعار علیه نظام ستمشاهی طاغوت یا پخش اعلامیه‌های امام خمینی(ره) و... حضور نداشتند، اما آنان در خانه‌های کوچک و محقر خود نوارهای سخنرانی را مخفی و تکثیر می‌کردند، زندانیان فراری را پناه می‌دادند و حتی در شرایط حساس و بحرانی آن زمان، جراحات مجروحان حوادث انقلاب را مداوا می‌‌نمودند.
وی می‌افزاید: در کنار این امور که بانوان، انجام آنها را نوعی وظیفه تلقی می‌کردند، در پاره‌ای اوقات شاهد مرگ عزیزان و مردانشان نیز بودند که در آن زمان حتی اجازة سوگواری به آنها داده نمی‌شد و در نهایت شهیدانشان مخفیانه و بدون مراسمی به خاک سپرده می‌شدند.
خانم سمیعی، یکی دیگر از آن شیر زنان است که خاطرات بسیاری از آن روزها دارد. وی برای ترسیم و یادآوری آن روزها به توصیف خاطره‌ای که در ذهنش نقش بسته می‌پردازد و می‌گوید:
در یکی از آن شب‌هایی که صدای گلوله، سکوت کوچه‌ها را می‌شکست، طبق قرار قبلی با زنان همسایه تصمیم گرفتیم در خانه‌هایمان را نیمه باز بگذاریم تا اگر جان یکی از جوانان محله به‌خاطر تعقیب نظامیان طاغوت و عوامل ساواک به خطر افتاد به‌راحتی به یکی از خانه‌های ما پناه آورد که اتفاقاً همین هم شد و یکی از جوانان که حین نوشتن شعارهای انقلابی بر روی دیوار با نیروهای ساواک مواجه شده بود پس از تعقیب و گریزی نسبتاً طولانی به منزل یکی از همسایگان که پیرزنی شیردل بود، پناه آورد. لحظاتی بعد زمانی‌که ساواکی‌ها برای یافتن او به در منازل ما آمدند پس از جست‌وجوی بسیار از نبود او در خانه‌های ما سراغ منزل پیرزن رفتند، اما آن پیرزن به حدی جسورانه مقابل ساواکیان ظاهر شد که آنان جرأت ورود به خانة او را نیافتند و در نهایت دست خالی بازگشتند.
دیدن چنین صحنه‌هایی ما را تشویق می‌کرد که بیش از پیش علیه نظام ستمشاهی طاغوت گام برداریم لذا از فردای آن روز بیش‌تر زنان و دختران هم‌پای مردان محله مشغول درست کردن مواد منفجره و نوشتن شعارهای انقلابی بر دیوارها شدند.
وی با تأکید بر نقش فراموش ناشدنی زنان، اتحاد، همدلی و همبستگی مردم اعم از زن و مرد و پیر و جوان را رمز موفقیت و پیروزی انقلاب می‌داند. انقلابی که مادران برای به ثمر نشستن آن از فرزندانشان و زنان از شوهرانشان گذشتند. هر چند نقش آنان در پیروزی انقلاب چندان به چشم نیامد اما حضور زنان و مادرانی که فرزندانشان را بر دوش گرفته بودند و هم‌پای مردان با سردادن شعارهای انقلابی در تظاهرات شرکت می‌کردند، حقیقتی است انکارناپذیر که نباید فراموش شود.
خانم خوش‌لهجه، بانوی دیگری است که به اقتضای سنش، تصویری واضح و روشن از انقلاب و حال و هوای آن روزها دارد، وی دربارة حضور زنان و دختران در تظاهرات و مخالفت آنان با رژیم غاصب پهلوی می‌گوید: فقر و بی‌عدالتی، استبداد رژیم پهلوی و سیاه‌بختی مردم تنها عامل حضور آنها در فعالیت‌های انقلابی، تظاهرات و غیره نبود، بلکه انگیزه و هدف والاتری آنها را به چنین حضوری واداشته بود.
وی می‌افزاید: فضای مسموم، فساد و بی‌بندوباری‌های رایج در آن زمان و القاء الگوهای غربی و نامتعارف باعث شده بود اصالت و هویت زنان و دختران مسلمان ایرانی تحت‌الشعاع این عوامل قرار گیرد، مخصوصاً ‌که چنین مسأله‌ای هر روز رواج و شدت بیش‌تری به‌خود می‌گرفت و نظام فاسد طاغوت برای به ابتذال کشیدن زنان و دختران ایرانی هر روز تدابیر و ترفندهای نوینی را به‌کار می‌بست که نمونة عینی آن تکرار مسأله کشف حجاب به شکل جدیدی بود که اکثر بانوان و مخصوصاً زنان و دختران مسلمان و مذهبی زیر بار آن نمی‌رفتند و سرسختانه بر مسأله حجاب خود پافشاری می‌کردند.
وی خاطرنشان می‌کند: حفظ ارزش‌های اسلامی و باورهای دینی مهم‌ترین عامل حضور بانوان در عرصه‌هایی هم‌چون انقلاب، دفاع مقدس، انتخابات و... بوده که تحت هر شرایطی و حتی در خفقان رژیم پهلوی و فشارهای روانی موجود، فراموش نشده است اما متأسفانه این مهم در شرایط فعلی تحت تأثیر برخی عوامل و تهاجم فرهنگی برخی کشورهای غربی و به اصطلاح متمدن، دستخوش تغییر و تحول گردیده است، چنانچه می‌بینیم برخی بانوان و دختران، خواسته یا ناخواسته به ارزش‌های وجودی خویش پانهاده‌اند و حتی به حجاب ظاهری خود که خون هزاران شهید به پای آن ریخته است، اهتمامی ندارند. حال‌آنکه حفظ همین حجاب و پاسداشت مقام زن، یکی از انگیزه‌های اصلی شکل‌گیری انقلاب شکوهمند 57 بوده است.
انقلابی که فقط در همین دهة مبارک فجر نامی از آن برده می‌شود و نسل بعد انقلاب، تعریف روشن و صحیحی از آن ندارند! گویی قصة حماسی انقلاب هم‌چون نقش زنان، دختران و کودکان آن زمان فراموش شده است و کمتر به چشم می‌اید!؟

ویژگیهاى انقلاب

هر چند كه همه انقلابها در جهان در برخى از امور باهم شریك بوده و باهم متشابهندولى هر انقلابى براى خود ویژگیهاى خاص به خود را داشـته كه در دیگر انقلابهاوجود ندارد در این زمینه انقلاب اسلامى ایران نیز داراى ویژگیهأى است كه مابطور خلاصه و فهرست به آن ها اشاره مى كنیم:
1 - حاكمیت الله
انقلاب اسلامى ایران توسط كسانى شروع شده و به ثمر نشست كه معتقد بـودندحاكمیت تـنها از آن خـدا و پیامبر صلى الله علیه و آله و سـلم و أمـه معصومین علیهم السلام بوده و هر كس از غیر طریق آنان بـه حـكومت بـرسد طـاغوت وغـیرقانونى خواهد بود و به همین دلیل حاكمیت پادشاهان را در طول تاریخ غیرقانونى و نامشروع مى دانستند و در زمان غیبت امام زمان ((عج)) تنها حاكمیت فقیه جامع الشرأط را بعنوان نماینده امام زمان ((عج)) مى پذیرند و بس.
2 - قدرت و نفوذ معنوى رهبر
هر چند كه در همه انقلابها مردم تابع رهبرى انقلاب بوده و گوش به فـرمانش داده وبـه دستوراتش عمل مى كنند اما این مسئله در انقلاب ما از شدت بیشترى برخورداربود زیرا رهبرى انقلاب در لباس مرجعیت و نـمایندگى از نـاحیه امام زمان ((عج))ظهور كرده است كه معتقد مـردم آن اسـت كه رد حكم او رد حكم امام زمان است ورد حكم امام زمـان رد حـكم خدا است و آن هم موجب كفر و خروج از اسلام است لذا عـمل بـه بـیانیه ها و دسـتورات رهـبرى در طول انقلاب بعنوان عمل بدستورات اسلام تقلى مى شد اینجاست كه رهبرى انقلاب اسلامى ایران از بـقیه رهـبران انـقلاب دنیا جـدا مـى شود و حكم او از نفوذ بیشترى برخوردار مى گردد...
3 - روحانیت
روحانیت شیعه در بعد تبلیغى و آگاه كردن مردم (باتوجه به زمینه تـبلیغى كـه در ایام ماه رمضان و محرم و صفر و فاطمیه داشتند) و رسـاندن پـیام رهـبرى به مردم وتشریح اهداف انقلاب و بازگو كردن فـساد و تـباهى دستگاه حاكمه نقش به سزأى داشته اند لذا با توجه بـه ایـنكه هیچ یك از رسانه هاى گروهى در داخل كشور و چه درخارج در اختیار انقلابیون نبود احیانا همزمان در اسرع وقت پیام رهبرى را بـه امـت مى رسانده و نـظر رهـبر انـقلاب را براى مردم در روند انقلاب تشریح مى كردند نمونه بارز آن عاشوراى سال 42 است كه با یك طـرح و نقشه حساب شده طلاب و وعاظبنا شد همگان در روز عاشورا در سراسر مملكت نظر امام را در رابطه با نظام حاكم به مردم برسانند كـه مـردم بـاید عـلیه نـظام شورش نمایند همزمان كه امام در قم عـلیه شخص شـاه آن سـخنرانى تـاریخیش را در مـدرسه فـیضیه ایراد مـى فرمود وعـاظ وطلاب نیز در سراسر مملكت داشتند نظر امام را به مـردم مى گفتند و مردم را به مظالم طاغوت آشنا مى ساختند این چنین نیرو و این چنین موقعیت براى هیچ انقلابى در دنیا وجود نداشت.
4 - وحدت و همبستگى همه اقشار
از آنـجا كـه 2 / 99 درصـد مردم ایران مسلمان بوده و انقلاب نیز مـاهیتى اسـلامى داشت همه اقشار مردم از طلبه و دانشجو از شهرى و دهـاتى از بـازارى و كشاورز باسواد و بى سواد... همه و همه باهم در رونـد انـقلاب متحد بوده و از یكدیگر حمایت مى نمودند و دست به دسـت یـكدیگر داده عـلیه رژیـم حاكم قیام مى كردند هیچ انقلابى در دنـیا بـا این نوع یكپارچگى مردم روبرو نبود زیرا انقلاب كارگرى فـقطهمبستگى كـارگران را بـهمراه دارد و انقلا آزادى خواهى تنها یـكـپارچگىآزادیخواهان را و ... و قـهرا انـقلاب اسـلامى وحـدت و همبستگى مسلمین را همراه خواهد اشت.
5 - پایگاه انقلاب
یـكى از ویـژگیهاى این انقلاب مراكز اصلى و پایگاه دأمى آن است حـوزه هاى عـلمیه, دانشگاهها , مدارس , مساجد, و حسینیه ها كه در نـظر مـلت ایران بعنوان اماكن مقدس بحساب مىآیند و چشم همه مردم بـه ایـن امـاكن دوخته شده و به آنها با دیده احترام مى نگریستند مـراكز اصلى این انقلاب بودند و قداست این مراكز به نوبه خودسهم بسزأى در به حركت درآوردن مردم داشت.
6 - هدف انقلاب
هـدف نهضت كه از همان ابتدا مشخص بوده و در شعارهأى از قبیل :
اسـتقلال ,آزادى , جـمهورى اسلامى , تبلور یافته بود, در به جنبش كشاندن مردم نقش مهمى داشته است.
7 - خودكفأى انقلاب
یكى از ویژگیهاى دیگر این انقلاب این بود كه همه نیازمندیهاى آن (چـه در بـعدفرهنگى و چـه در بعد سیاسى و چه در تشكل بخشیدن به مـلت و بـخصوص درمسئله رهبرى) از درون مرز ایران تامین مى شده و از حـوزه اسـلام و مـسلمین تـجاوزنمى كرده اسـت یعنى نه نیازى به كـمونیسم شـرق بـوده و نـه احـتیاجى به كاپیتالیسم غرب بلكه همه كـارهاى آن از مـتن اسـلام و رهـبرى رهبران دینى و سیاسى وبخصوص رهبرى امام خمینى (رحمت الله علیه) تامین مى شده است.
8 - تسخیر ارتش
انـقلاب مـا بـراى بـه شكست كشاندن رژیم حاكم و خلع سلاح او شیوه بـدیعى را بكاربسته بود كه آن همان تسخیر ارتش بود زیرا با این شـیوه عـلمى و حـساب شـده هیچگاه مردم در مقابل ارتش نایستاده و ارتـش را بنام دشمن خود نخوانده اند بلكه در هنگامى كه رژیم ارتش را به جنگ و كشتار مردم به میدان مىآورد مى دیدند كه این مردم نه تـنها بـروى ارتـش اسـلحه نـمى كشند بـلكه شعارشان این است كه :
ارتش برادر ماست لذا ارتش تا دندان مسلح , بخود آمده تسخیر مردم شـد نه تسلیم مردم و خود را در اختیار مردم قرار داد و این شیوه با كمترین تلفات بزرگترین پیروزى رابهمراه داشت وگرنه اگر مردم بـا سـلام در مـقابل ارتـش ظاهر مى شدند یقینا با تلفات بى شمار هم نـمى توانستند بـه آن سـرعت به پیروزى برسند لذا ما از این حالت به تسخیر ارتش یاد كردیم نه تسلیم و شكست آن وقتى كه ارتش تسخیر شـد یـعنى بـه مردم پـیوست نـه تنها با مردم كارى نداشت بلكه در شـدأد و جـنگهاى پـس از پـیروزىبه كمك مردم شتافت (البته حساب معدودى از ارتشیان خأن جداست).
9 - شهادت طلبى
و بـالاخره ویـژگى خـاصى كـه در انـقلاب ما بود مسئله هدف دارى و شـهادت طلبى بـودكه مـردم ایران كشته هاى در راه انقلاب را همانند كشته هاى جنگهاى صدر اسلام شهید دانسته و نه تنها كشته شدن در این راه را ذلت نمى دانستند بلكه آن را مایه فخرو مباحات خود دانسته و بـا جـان و دل آن را خـریدار بودند لذا این انقلاب با خون دهها هـزار شهید و جانباز و معلول و مفقود بثمر نشست و همین خونها و خاندان معظم شهدا هستند كه حافظ انقلاب بوده و سلامت انقلاب بوسیله آنان براىهمیشه تضمین مى گردد.

بازگشت امام خمینى رحمت ‏الله علیه به ایران

با فرار شاه از كشور در 26 دى 1357، انقلاب مردم ایران به رهبرى امام خمینى (رحمت الله علیه) براى پیروزى و ریشه‏كنى نظام استبدادى و شاهنشاهى شتاب گرفت. با ورود آن رهبر فرزانه به ایران، شمارش معكوس سرنگونى رژیم آغاز شد. بختیار و پشتیبانش، امریكا، از پیش به چنین حقیقتى آگاه بودند. بنابراین، درصدد مانع‏تراشى و جلوگیرى از ورود امام برآمدند، ولى با راه‏پیمایى‏هاى گسترده میلیونى و اعتصاب‏هاى پر دامنه مردم معترض و خشمگین روبه‏رو شدند. ازاین‏رو، فرودگاه‏ها كه به دستور بختیار براى جلوگیرى از ورود امام بسته شده بود، باز شد و امام در دوازده بهمن به وطن بازگشت. ورود امام، شمارش معكوس براى نابودى رژیم بود و با پیوستن ارتش به مردم، انقلاب اسلامى در 22 بهمن 1357 به پیروزى رسید.

جاء الحق و زهق الباطل

هجرت بندگان صداقت‏پیشه خداوند، هماره آغازگر تحولات شگرف و تاریخ‏ساز بوده است. این سنت الهى براى همیشه در دوره‏هاى گوناگون، جارى است و مهاجران الى الله، با هجرت و مجاهدت خویش، راه هدایت را براى مردم مى‏گشایند و هموار مى‏سازند. خداوند، جایگاه دین مردمان را بلندترین مقام نزد خدا قرار مى‏دهد و مى‏فرماید: «آنها كه ایمان آوردند و هجرت كردند و با اموال و جان‏هایشان در راه خدا جهاد كردند، مقامشان نزد خدا برتر است و آنها پیروز رستگارند.» با هجرت پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، تاریخ فروزان اسلام رقم خورد. با هجرت امام حسین علیه‏السلام ، تاریخ سرخ شیعه نگاشته شد و در عصر ما نیز با هجرت سلاله نورآگین مردى بزرگ از خاندان عصمت و طهارت، حضرت امام خمینى (رحمت الله علیه) ، آیین ناب نبوى و قیام حیات‏بخش حسینى احیا گشت. خمینى با قدم صدق از ایران خارج شد و با قدم صدق به ایران آمد و مصداق «جاء الحق و زهق الباطل» در عصر ما آشكار شد.

بازگشت امام

امام خمینى(رحمت الله علیه) از سیزده آبان سال 1342 تا دوازده بهمن سال 1357، یعنى حدود چهارده سال در تبعید و به سر برد و در سال 1343 ابتدا به تركیه و پس از مدتى به عراق تبعید شد و اوقات پایانى دورى از وطن را در فرانسه و در دهكده‏اى به نام نوفل لوشاتو گذراند. نوفل لوشاتو در روزهاى اوج نهضت، به قلب تپنده انقلاب ایران تبدیل شده بود. وقتى امام را به تركیه تبعید مى‏كردند، شاه و امریكا هیچ‏گاه پیش‏بینى نمى‏كردند كه او روزى پیروزمندانه به ایران باز گردد و رژیم شاهنشاهى را از بن بركند.
پس از خروج شاه در 26 دى 1357، امام در پیامى كوتاه خطاب به خبرگزارى‏هاى جهان اعلام كرد: «خروج شاه از ایران، اولین مرحله پایان یافتن سلطه جنایت‏بار پنجاه ساله رژیم پهلوى مى‏باشد كه به دنبال مبارزات قهرمانانه ملت ایران صورت گرفته است. من این پیروزى را به ملت تبریك مى‏گویم.» همچنین ایشان اعلام كرد كه در اولین فرصت به ایران باز مى‏گردند.

به تعویق افتادن بازگشت

در حالى كه یاران حضرت امام و مبارزان مذهبى، با وجود تمام نگرانى‏ها در تدارك برگزارى مراسم استقبال باشكوهى از امام بودند، اعلام خبر تصمیم امام براى آمدن، مسئولان و سردمداران رژیم پهلوى را سخت به تكاپو انداخت. آنان كه به شدت از تظاهرات خیابانى مردم بر ضد رژیم پهلوى هراسناك شده بودند، ورود امام را به كشور، پایانى بر تمام امیدهایشان مى‏پنداشتند و یقین داشتند كه در این صورت، طومار سلطنت پهلوى برچیده خواهد شد. بنابراین، درصدد مقابله با ورود امام به كشور یا مانع‏تراشى در برابر تصمیم امام برآمدند. بختیار در مقام نخست‏وزیرى، نقشه‏هاى گوناگونى در سر مى‏پروراند كه انفجار هواپیماى امام یا منحرف كردن مسیر هواپیماى حامل امام و سپس دستگیرى ایشان از آن جمله بود كه هیچ‏یك عملى نشد. تیر آخر او، بستن فرودگاه‏ها به روى هواپیماى امام بود. در حالى كه قرار بود پرواز انقلاب در روز ششم بهمن امام خمینى (رحمت الله علیه) را از فرانسه به ایران بیاورد، سازمان هواپیمایى كشور اعلام كرد كه به علت بدى هوا و نبود دید كافى، همه پروازها لغو شده است.

اعتراض مردم به بسته شدن فرودگاه‏ها

با انتشار خبر بسته شدن فرودگاه‏ها و جلوگیرى دولت بختیار از ورود حضرت امام به كشور، مردم با تظاهرات و راه‏پیمایى‏هاى خود، به اقدام دولت اعتراض كردند. همه افسران نیروهاى سه‏گانه در پایگاه‏هاى خود در تهران، اصفهان، كرمانشاه، دزفول، همدان و بوشهر اعتصاب كردند و سپس به صفوف تظاهركنندگان معترض پیوستند. در تهران، سیل جمعیت تظاهر كننده به سوى فرودگاه مهرآباد به راه افتادند. روحانیان مبارز سراسر كشور كه براى استقبال از امام به تهران آمده بودند، با تحصن در مسجد دانشگاه اعلام كردند تا بازگشت امام به كشور به تحصن ادامه خواهند داد. مردم و دانشجویان نیز به جمع تحصین‏كنندگان مى‏پیوستند. فرداى آن روز، مردم در راه‏پیمایى عظیم یك میلیونى به مناسبت رحلت پیامبر اسلام، در حمایت از امام شعار دادند. در بسیارى از نواحى شهر تهران نیز زد و خوردهاى شدیدى میان نیروهاى انتظامى و تظاهركنندگان روى داد. تیراندازى در نواحى مختلف لحظه‏اى قطع نمى‏شد. خبرگزارى پاریس اعلام كرد یكى از میدان‏هاى شهر، به میدان جنگ شباهت پیدا كرد و تعداد كشته‏ها در پایتخت را سه هزار تن گزارش كرد. روزنامه اطلاعات نوشت: «غرب و جنوب غرب تهران، غرق در شعله‏هاى آتش بود».



نوع مطلب : دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی (2، 
برچسب ها : ادامه، دهه فجر، دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی(2)،
شنبه 9 بهمن 1389 :: نویسنده : سید منوچهر احمدی


درباره وبلاگ

به عنوان مدیر وبلاگ امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما عزیزان قرار گرفته باشه .
مدیر وبلاگ : سید منوچهر احمدی
نظرسنجی
چه امتیازی به مطالب این وبلاگ مدهید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
تماس با ما